فردوسی و مسئولیت امروز ما در پاسداری از زبان فارسی
به گزارش پایگاه خبری بهار اهواز، در نظامهای حقوقی معاصر، زبان ملی تنها ابزار گفتوگو و آموزش نیست؛ بلکه از مهمترین مظاهر هویت جمعی، میراث فرهنگی، و حقوق بنیادین ملتها بهشمار میرود. ماده ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران زبان فارسی را زبان رسمی کشور میداند، اما آنچه در عمل میبینیم، فاصلهای عمیق میان این حکم قانونی و رفتارهای نهادی و اجتماعی است.
در روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، سزاوار است بهجای بسندهکردن به تمجیدهای ادبی، از منظر حقوقی به این موضوع بنگریم. فردوسی صرفاً یک شاعر نبود؛ او حافظ حقوق زبانی ملت ایران بود در عصری که هویت ملی در مخاطره بود. اگر او به زبان عربی شعر میسرود، شاید به دربارها راه مییافت و ثروتی میاندوخت، اما او آگاهانه و با درک مسئولیت تاریخی، “حق بر زبان مادری” را زنده کرد.
امروز، زبان فارسی تحت هجمهی شدید واژههای بیگانه، سیاستگذاریهای ضعیف آموزشی، و بیتوجهی نهادهای فرهنگی، با نوعی «مرگ خاموش زبانی» مواجه است. این وضعیت، نوعی بیعدالتی فرهنگی و زبانی است؛ چرا که کودکان و جوانان ما از دستیابی کامل به ثروت زبانی و فرهنگی خود محروم میمانند.
حمایت از زبان فارسی، نه فقط یک دغدغهی ادبی یا فرهنگی، بلکه یک وظیفهی حقوقی و قانونی است. وزارت آموزش و پرورش، رسانهها، دانشگاهها و دستگاههای قانونگذار باید پاسخگو باشند که برای اجرای اصول قانون اساسی و اسناد بالادستی چه کردهاند؟ آیا ما حقوق فرهنگی ملت ایران را ایفا کردهایم یا در غفلت جمعی، یکی از پایههای وحدت ملی را ترک انداختهایم؟
روز فردوسی، روز بازخوانی مسئولیتهای حقوقی ما نسبت به زبان فارسی است. باید یاد بگیریم که حق هویت زبانی، حقی همگانی است، و بیاعتنایی به آن، بیاعتنایی به شرافت ملی است.
حفظ زبان فارسی، دفاع از استقلال فرهنگی است؛ و فردوسی، وکیل مدافعی است که هنوز در دادگاه تاریخ، از هویت ایرانی سخن میگوید.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید