«روز بدون خودرو»؛ هدیهای به طبیعت و سلامت ما
دکتر مسعود پزشکیان در جلسه هیأت دولت از دستگاههای دولتی خواسته است یک روز در هفته را به عنوان «روز بدون خودرو» برای کارکنان در دستور کار قرار دهند. پزشکیان این تصمیم را در چارچوب مدیریت مصرف بنزین، کاهش آلودگی هوا و کمک به حفظ محیط زیست مطرح کرده و همزمان از دستگاههای اجرایی خواسته است توسعه دورکاری و کاهش سفرهای غیرضروری و بینشهری را نیز مورد توجه قرار دهند.
در نگاه اول، پیشنهاد ساده به نظر میرسد: یک روز خودرو را از پارکینگ بیرون نیاوریم. اما اجرای واقعی چنین تصمیمی، بسیار پیچیدهتر از یک دستور اداری است. چون اگر قرار باشد این طرح فقط به «خودرو نیاوردن» محدود شود، ممکن است بخش مهمی از هدف آن از دست برود؛ روز بدون خودرو زمانی معنا پیدا میکند که یک سفر واقعاً حذف شود یا با سفری کممصرفتر و کمآلایندهتر جایگزین شود، نه اینکه فقط وسیله رفتوآمد تغییر کند.
یک تصمیم تازه با سابقهای قدیمی
«روز بدون خودرو» ایده تازهای برای شهرهای ایران نیست. سالهاست در قالبهای مختلف، از پویشهای مردمی گرفته تا برنامههای شهری، تلاشهایی برای کاهش استفاده از خودرو شخصی انجام شده است.
یکی از شناختهشدهترین نمونهها، پویش «سهشنبههای بدون خودرو» بود که از سال ۱۳۹۵ در شهرهای مختلف کشور مورد توجه قرار گرفت. در شیراز، برای نمونه، این برنامه هفتهها به صورت مستمر با حضور مدیران شهری و گروههای مردمنهاد برگزار میشد و هدف آن کاهش استفاده غیرضروری از خودرو، ترویج دوچرخه و حملونقل عمومی و کمک به سالمسازی محیط زیست اعلام شده بود.
در همان سالها، شهرهایی مانند قم نیز تجربههایی از این پویش داشتند و گزارشهای منتشرشده از آن زمان نشان میدهد که «سهشنبههای بدون خودرو» بیشتر به عنوان یک حرکت فرهنگی و اجتماعی برای تغییر تدریجی عادتهای حملونقلی دنبال میشد.
حتی در سالهای بعد نیز موضوع «روز بدون خودرو» بیشتر در قالب برنامههای مناسبتی ادامه یافت. برای نمونه، شهرداری تهران در سال ۱۴۰۳ همزمان با روز جهانی بدون خودرو، برنامههایی برای بستن بخشی از معابر به روی خودرو و اختصاص آن به عابران، دوچرخهسواران و وسایل حملونقل پاک اجرا کرد. اما یک تفاوت مهم میان آن تجربهها و تصمیم فعلی وجود دارد: این بار موضوع از سطح یک پویش یا برنامه مناسبتی فراتر رفته و کارکنان دستگاههای دولتی به عنوان نقطه آغاز اجرای آن مورد توجه قرار گرفتهاند.
حتی دکتر پزشکیان در ۲۸ مرداد نیز گفته بود یکی از برنامههای دولت این است که کارکنان ادارات هفتهای یک روز بدون خودروی شخصی به محل کار بیایند و با هماهنگی شهرداری از مترو و اتوبوس استفاده کنند.
چند روز بعد نیز در نشست مربوط به مدیریت ناترازی انرژی، اجرای طرح «یک روز بدون خودرو» برای کارکنان دولت در کنار سایر راهکارهای مدیریت مصرف سوخت بررسی و تصویب شد. بنابراین اتفاق اخیر را نباید صرفاً یک ایده ناگهانی دانست؛ ایدهای است که در هفتههای اخیر از مرحله طرح موضوع به سمت تصمیمگیری اجرایی حرکت کرده است.
چرا طرح «روز بدون خودرو» دوباره جدی شده است؟
پشت این تصمیم، فقط مسئله ترافیک نیست. بنزین و نحوه مصرف آن، مدیریت انرژی و در کنار آن آلودگی هوا، سه ضلع اصلی ماجرا هستند.
رئیسجمهور صراحتاً «روز بدون خودرو» را در چارچوب مدیریت مصرف بنزین و اصلاح الگوی مصرف سوخت مطرح کرده و همزمان کاهش آلودگی هوا و ارتقای کیفیت محیط زیست را از اهداف آن دانسته است.
این مسئله از این جهت مهم است که کاهش مصرف سوخت تنها به معنای کم شدن تعداد خودروهای حاضر در خیابان نیست. هر سفر حذفشده یا هر سفر جابهجاشده از خودروی شخصی به حملونقل عمومی، میتواند بخشی از تقاضای سوخت را کاهش دهد.
از طرف دیگر، موضوع آلودگی هوا هم قرار نیست با رسیدن یک روز مشخص از تقویم ناپدید شود. با نزدیک شدن به ماههای سرد، شرایط جوی میتواند به ماندگاری آلایندهها در سطح زمین کمک کند. وارونگی دما یکی از پدیدههایی است که در شرایط خاص، مانع پراکنده شدن آلایندهها میشود و باعث افزایش غلظت ذرات معلق در نزدیکی سطح زمین میشود. به همین دلیل، اگر «روز بدون خودرو» قرار است به کاهش آلودگی کمک کند، بهتر است پیش از رسیدن به روزهای آلوده اجرا و تثبیت شود؛ نه اینکه بعد از بحرانی شدن کیفیت هوا، دوباره به دنبال راهکارهای کوتاهمدت بگردیم.
روز بدون خودرو؛ وقتی قرار است سفرها هم کمتر شوند
روز بدون خودرو قرار نیست فقط نوع وسیله رفتوآمد را تغییر دهد؛ هدف اصلی باید کاهش سفرهای غیرضروری باشد. اگر کارمندی به جای خودروی شخصی با مترو یا اتوبوس به محل کار برود، بخشی از هدف طرح محقق شده است؛ اگر دورکار شود و همان روز در خانه بماند، سفر بیشتری حذف میشود. اما اگر دورکاری فقط یک روز آزاد برای سفرهای شخصی ایجاد کند، اثر طرح کاهش پیدا میکند.
در عین حال، این تصمیم فقط با بخشنامه دولت به نتیجه نمیرسد. کارکنان دولت میتوانند نقطه شروع باشند، اما همراهی مردم زمانی شکل میگیرد که جایگزین مناسبی برای خودروی شخصی وجود داشته باشد. نمیتوان از شهروند خواست خودرو را کنار بگذارد، اما مترو و اتوبوس ظرفیت یا کیفیت لازم را نداشته باشند.
بنابراین اجرای موفق طرح به یک بسته هماهنگ نیاز دارد: کاهش سفرهای غیرضروری، دورکاری هدفمند، تقویت حملونقل عمومی و هماهنگی میان دستگاهها. در این صورت، «روز بدون خودرو» میتواند از یک تصمیم اداری فراتر برود و به تمرینی برای تغییر عادتهای رفتوآمد تبدیل شود.
تجربهای که نشان میدهد «روز بدون خودرو» میتواند عادت شود
تجربه کشورهای دیگر نشان میدهد «روز بدون خودرو» اگر از یک مراسم نمادین فراتر برود، میتواند به یک رفتار تکرارشونده تبدیل شود. در جاکارتا، پایتخت اندونزی «روز بدون خودرو» از سال ۲۰۰۲ آغاز شد و بهتدریج از یک برنامه ماهانه به برنامهای هفتگی رسید؛ اکنون در بخش اصلی مسیرهای تعیینشده مرکز شهر، روزهای یکشنبه در ساعات مشخص تردد خودروها محدود میشود و همزمان حملونقل عمومی فعال است. در بوگوتا، پایتخت کلمبیا نیز روز بدون خودرو و موتورسیکلت، پشتوانهای مردمی دارد؛ این برنامه پس از همهپرسی سال ۲۰۰۰ شکل گرفت و امروز هر سال در نخستین پنجشنبه فوریه اجرا میشود. در سال ۲۰۲۶ نیز این روز برای بیستوهشتمین بار برگزار شد و هدف آن تشویق شهروندان به استفاده از حملونقل عمومی، دوچرخه و پیادهروی عنوان شده است.
این تجربهها یک نکته ساده اما مهم دارند: موفقیت روز بدون خودرو فقط به ممنوعیت یا توصیه بستگی ندارد؛ به این بستگی دارد که شهروند بداند بدون خودرو چگونه میتواند زندگی روزمرهاش را ادامه دهد.
اگر روز بدون خودرو درست اجرا نشود چه میشود؟
مسئله اینجاست که کشور نمیتواند منتظر بماند تا روزی برسد که کمبود سوخت، آلودگی هوا یا فشار بر شبکه حملونقل، مردم را ناچار به تغییر رفتار کند. اگر قرار باشد روزی مصرف سوخت به نقطهای برسد که شهروند مجبور شود برای رفتوآمد خود به گزینههایی مانند دوچرخه، حملونقل عمومی یا خودروهای گازسوز فکر کند، بهتر است جامعه این تغییر را از سر اجبار تجربه نکند؛ بلکه از قبل برای آن آماده شده باشد. این دقیقاً همان جایی است که «روز بدون خودرو» میتواند از یک سیاست مقطعی به یک تمرین اجتماعی تبدیل شود.
تمرین کنیم که همه سفرها با خودرو انجام نمیشود.
تمرین کنیم که برای یک مسیر کوتاه لازم نیست حتماً خودرو روشن شود.
تمرین کنیم که یک جلسه را میتوان آنلاین برگزار کرد.
تمرین کنیم که یک سفر غیرضروری را میتوان به روز دیگری موکول کرد.
و مهمتر از همه، تمرین کنیم که حملونقل عمومی فقط گزینهای برای زمانی نیست که خودرو نداریم؛ میتواند در برخی سفرهای روزمره، انتخاب اول ما باشد.
روز بدون خودرو زیر ذرهبین اجرا
اکنون پرسش اصلی دیگر این نیست که «روز بدون خودرو ایده خوبی هست یا نه». اصل ایده سالهاست در شهرهای مختلف جهان تجربه شده و در ایران نیز سابقه چندساله دارد.
پرسش مهمتر این است که این بار چه چیزی قرار است متفاوت باشد؟
آیا روز مشخصی برای همه دستگاهها تعیین خواهد شد یا هر دستگاه برنامه جداگانهای خواهد داشت؟
آیا کارکنان باید با مترو و اتوبوس به محل کار بیایند یا توسعه دورکاری نیز بخشی از طرح خواهد بود؟
برای دستگاههایی که امکان دورکاری ندارند چه تدبیری اندیشیده میشود؟
آیا ظرفیت حملونقل عمومی در روز اجرای طرح افزایش پیدا میکند؟
آیا میزان کاهش مصرف سوخت و کاهش سفرها اندازهگیری خواهد شد؟
و مهمتر از همه، آیا بعد از چند هفته، اجرای طرح همچنان ادامه خواهد داشت یا مانند بسیاری از پویشهای گذشته، به یک مناسبت خبری تبدیل میشود؟
این پرسشها تعیین میکنند که «روز بدون خودرو» قرار است یک تیتر خبری باشد یا آغاز یک تغییر واقعی در الگوی رفتوآمد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که ایدههای محیطزیستی در ایران کم نبودهاند؛ از «سهشنبههای بدون خودرو» گرفته تا برنامههای روز جهانی بدون خودرو. حتی در سال ۱۴۰۳ شهرداری تهران اعلام کرده بود که برنامههای مشابه را ابتدا ماهانه و سپس به سمت اجرای هفتگی توسعه خواهد داد. حالا فرصت دیگری پیش روی همان ایده قرار گرفته است؛ با این تفاوت که این بار موضوع فقط دوچرخهسواری چند مدیر یا بستن یک خیابان در یک روز خاص نیست.
دولت میخواهد از خودش شروع کند. اگر این شروع با حملونقل عمومی مناسب، دورکاری هدفمند، کاهش سفرهای غیرضروری، اطلاعرسانی شفاف و همراهی مردم همراه شود، یک روز در هفته میتواند بیشتر از یک روز باشد؛ میتواند تمرینی برای روزهایی باشد که کشور به هر دلیل، از آلودگی هوا و ناترازی انرژی گرفته تا فشار بر منابع سوخت، بیش از همیشه به مصرف کمتر نیاز دارد.
شاید معنای واقعی «روز بدون خودرو» همین باشد: اینکه پیش از آنکه مجبور شویم کمتر مصرف کنیم، یاد بگیریم کمتر مصرف کردن را انتخاب کنیم.



هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید