شکایت به خالو نوروز (نسخهی جنگل بیدرخت)
به گزارش پایگاه خبری بهار اهواز،
دلتنگِ درختان سوخته و چشمههای خشکیده
خالو نوروز جان، با همان پای برهنه و کلاه نمدیات آمدی، اما دیگر سایهای نیست که زیرش بیاسایی!
جنگلهایمان را بردند،
بلوطها را بریدند،
کاجها را سوزاندند،
و آن همه بید مجنون را، که دل کوه و دشت به آنها بسته بود، به قیمت ناچیزی به آتش و تبر سپردند.
آمدهای که بهار بیاوری،
اما خالو جان، بهار وقتی معنا دارد که درختی باشد برای شکوفه، خاکی برای جوانه، و کوهی برای بوی آویشن.
مراتع را هم بلعیدند؛
چرای بیرویه، آتشسوزی، ویلاهایی که شبانه روی شانههای طبیعت بالا رفتند،
و جادههایی که مثل زخم، از میان دل سبز کوهستان عبور کردند.
ای خالو، دیگر پرندهها نمیخوانند؛
یا کوچ کردهاند، یا میان دودها گم شدهاند.
و اگر صدایی میشنوی،
صدای ارهموتوریست که هنوز خواب کوه را میشکافد.
ما، مردمان این دیار،
هر روز لخت شدن زمین را تماشا میکنیم و دستمان به جایی نمیرسد.
هر درختی که افتاد، تکهای از خاطراتمان هم افتاد.
هر چشمهای که خشکید، یک امید دیگر هم ته کشید.
خالو نوروز،
اگر گذرت افتاد به جایی که هنوز درختی ایستاده،
برایش سلام ما را ببر،
و بگو هنوز کسانی هستند که دلشان برای او میتپد،
گرچه صدایشان به جایی نمیرسد.
و اگر خواستی برای عیدمان هدیهای بیاوری،
نه شکوفه، نه سبزه، نه باران…
فقط یک نهال بیاور
و کمی امید به برگشتن درختان.
*عزت زیاد*
خالو» در زبان فارسی به معنای دایی مادر است؛ یعنی برادر مادر.
اما در خیلی از فرهنگهای محلی ایران (مخصوصاً جنوب، غرب و نواحی عشایری)، «خالو» فراتر از معنی فامیلی، یک اصطلاح صمیمانه و محترمانه برای مردان سالخورده و مهربان هم هست؛ کسی که نقش پشتیبان، دوست یا راهنما را در جامعه یا خانواده بازی میکند.
در داستانها و افسانههای ایرانی، مثل “خالو نوروز”، «خالو» نمادی از صفا، دوستی، سادهزیستی و پیوند با طبیعت هم به شمار میرود.
چه زیبا و مختصر 😍😍😍🥺🥺🥺
و کوهی برای بوی آویشن🥲🥺😍
بسیار عالی که افرادی امثال شما در این اوضاع خراب سیاسی و اقتصادی و اجتماعی دغدغه درختان و طبیعت را دارند چیزی که اولویت کشور های توسعه یافته است.
درود بر شما