تجلیل از خانواده شهید ابراهیم غضبانی با حضور سرپرست اداره کل امور بانوان و خانواده استانداری خوزستان و خانوادههای شهدا در اهواز+ زندگینامه
به گزارش پایگاه خبری بهار اهواز، در این مراسم زينب پارسافخر سرپرست اداره کل امور بانوان و خانواده استانداری خوزستان ، همسر و مادر شهید حميدرضا فاطمی اطهر( شهید مدافع حرم)، همسر و فرزند شهید نادر حمید( شهید مدافع حرم)، خواهر شهیده خدیجه ولی زاده(شهید انفجار حله) با خانواده شهید “ابراهیم غضبانی” از شهدای اقتدار ملی همدردی و همدلی خود را ابراز کردند.
در این دیدار زينب پارسافخر سرپرست اداره کل امور بانوان و خانواده استانداری خوزستان نقش بیبدیل شهدا در صیانت از ارزشهای انقلابی و امنیت ایران تاکید کرد و گفت: شهدا چراغهای راه ما هستند و ادامه مسیر عزت ایران مرهون ازخودگذشتگی این عزیزان است.
وی افزود: حمایت همهجانبه از خانواده این شهید عزیز از اولویت اصلی این دستگاههای اجرایی استان است.
گفتنی است؛ در این مراسم همسر نادر حمید از شهدای مدافع حرم با بیان خاطراتی از شهیدش از همسر شهیدش غضبانی دلجویی و ابراز همدردی کرد و گفت:ما به عنوان همسران شهید متعهد به ادامه راه آنها هستیم و با تمام وجود در پی تحقق صلح و آرامش برای میهنمان خواهیم بود.

زندگینامه شهید پاسدار ابراهیم غضبانی؛ (شهیدی که پس از ۸ ماه از ازدواجش به شهادت رسید)
شهید ابراهیم غضبانی در بیست و پنجم مرداد ۱۳۸۱ در شهر اهواز دیده به جهان گشود.
وی دانشجوی رشته برق الکترونیک بود و با وجود مشغله های نظامی پیگیری تحصیلات دانشگاهی را با تاخیر آغاز نمود.
شهید غضبانی پس از اتمام خدمت سربازی به دلیل علاقه عمیق به نظام اسلامی دوره های آموزشی تخصصی را گذراند و به مدت ۳ سال به عنوان کادر هوافضای سپاه پاسداران مشغول خدمت شد وی همچنین دارای مدارک نظامی مرتبط با حوزه فعالیتش بود .
این شهید والامقام در بیست و هفتم خردادماه ۱۴۰۳ با سیده زینب حسنی پیوند مقدس عقد بست و مراسم عروسیشان در ۲۶ مهرماه همان سال برگزار شد.
متأسفانه تنها ۸ ماه پس از آغاز زندگی مشترک در جنگ ۱۲ روزه با رژیم صهیونیستی در روز سالگرد عقدشان ، در راه دفاع از حریم هوایی کشور به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
شهید غضبانی همواره آرزوی شهادت داشت و حتی محل مزار خود را در کنار شهدای مدافع حرم انتخاب کرده بود.

همسر شهید#ابراهیم_غضبانی نقل میکند:
قبل از خواستگاری به نیت حضرت فاطمه زهرا (س) نماز استغاثهای خواندم، غافل از اینکه ابراهیم نیز پیش از آمدن به خواستگاری، همان نماز را به جا آورده بود.
در شب خواستگاری، به دنبال نشانهای بودم که به ایشان جواب مثبت بدهم.
نشانهای که به دلم نشست این بود که ابراهیم صحبتهایش را با صلوات خاصه حضرت زهرا (س) آغاز کرد.
برای من حجاب بسیار مهم بود و تصمیم داشتم با کسی ازدواج کنم که مرا از حجاب منع نکند وقتی ابراهیم از حرف من خوشش آمد و به دلش نشست، احساس کردم که این یک نشانه از جانب خداوند است.
من هم از صلوات خاصهای که در ابتدای خواستگاری خواندند بسیار خوشم آمد و در همان شب، جواب مثبت را از خانوادهام دریافت کردند.

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید