تجلیل از خانواده شهید مسعود ساکی با حضور خانوادههای شهدای مدافع حرم و دفاع مقدس در اهواز
به گزارش پايگاه خبری بهار اهواز، در این دیدار خانوادههای شهدای مدافع حرم “شهید نادر حمید و شهید شیخ کامل هلالیمجد” و شهدای دفاع مقدس” شهید جلالی و شهید خدایار” با خانواده شهید “مسعود ساکی” از شهدای اقتدار ملی ابراز دیدار و همدردی و همدلی خود را ابراز کردند.
در این دیدار همسر شهید نادر حمید از شهدای مدافع حرم با همسر شهید مسعود ساکی ابراز همدردی کرد و خاطراتی را از همسر شهیدش و شرایط پس از شهادت وی، بیان کرد و گفت: فرزند شهید حمید زمان شهادت پدرش تنها ۲۰ روز داشت و فراغ پدر شرایط خاصی را برای او ایجاد کرد اما صبر و استقامت یادگاری بود که این شهید گرانقدر برای ما به یادگار گذاشت.
وصف شهید در کلام خانواده
همسر شهید نقل میکند: خانواده او را اسطوره اخلاق میدانند؛ انسانی که با همه۸ با گشادهرویی رفتار میکرد و همواره به فکر پدر و مادرش بود.
وی تصریح کرد: در آخرین سفرمان به مشهد، مسعود از امام رضا (ع) شهادت طلبید. پس از بازگشت، عازم محل خدمت شد و تنها چهار پنج روز بعد در ساعت ۳ بامداد، خبر شهادتش را دریافت کردیم.
همچنین خواهر شهید نیز با چشمانی اشکبار میگوید: من ۱۵ سال از مسعود بزرگتر بودم من مثل یک فرزند او را بزرگ کردم.
همچنین خانوادههای شهدای دیگر نیز خاطرات و تجربیات خود را در این دیدار مطرح و بر وحدت و همدلی میان خانوادههای شهدا تاکید شد.
این دیدارها نه تنها برای تسلی خاطر خانوادههای شهدا، بلکه برای زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهیدان و ترویج فرهنگ ایثار و مقاومت در جامعه موثر است.
گفتنی است؛ شهید مسعود ساکی در شانزدهم اردیبهشتماه سال ۱۳۶۵ در منطقه لشکر شهرستان اهواز دیده به جهان گشود. پس از اخذ مدرک دیپلم وارد دانشگاه شده است و در رشته برق الکترونیک فارغالتحصیل شد.
وی در چهاردهم اسفندماه سال ۱۳۹۲ ازدواج کرد و ثمره این پیوند، سه فرزند به نامهای محمدرضا (۸ ساله)، هلنا (۹ ساله) و هلیا (۴ساله) بود.
شهید ساکی به عنوان یکی از نیروهای کادر هوافضای سپاه مشغول خدمت بود تا اینکه در تاریخ ۲۷ خرداد ماه سال ۱۴۰۴، طی حملات رژیم صهیونیستی به مقام والای شهادت نائل آمد.



شهید پاسدار ولایت مسعود ساکی انسانی بسیار شریف متین و خوش سخن بود همیشه بعد از ماموریت های خطرناکی که برمی گشت به مغازه برادرم می آمد خیلی از دیدن دوباره اش خوشحال می شدم.چون واقعاً ماموریت های خطرناکی داشت.یکبار یک خاطره برام تعریف کرد گفت بچه های یمن خیلی شجاع هستن همیشه مارا تحت تأثیر قرار می دهند.تعریف می کرد یکبار وقتی هم رزم یمنی اش خبر شهادت برادرش که شنید خیلی خوشحال شد.و حتی پست خودشو رو هم ول نکرده و وقتی که ما بهش تبریک و تسلیت گفتیم.بهش گفتیم برو به مراسم برادرت.میدونید آن جوان شجاع و دلیر چه جوابی به شهید مسعود ساکی داده بود گفته بود شهادتش مبارک باشه باید به کارمون برسیم.مثله شهید پاسدار ولایت مسعود ساکی احساس تکلیف میکرد.یاد و خاطره اش همیشه برایمان زنده و گرامی باد.*به راستی که شهدا نیز خداوند متعال زنده و روزی می خورند.*
شهید تو بالا رفتی من در زمینم برادر رو سیاه و شرمگینم