جای بیشتری برای نشان دادن بازی و جسارت زنان در سینما وجود دارد
روناک پوریادگار در سال ۱۳۸۷ وارد هنرستان سوره شده و تحصیلات خود را در رشته نمایش آغاز کرد. دیپلم نمایش دارد و در همان سالهای ابتدایی تحصیل به سبب فعالیت خواهرش در سینما به عنوان طراح لباس، به یک اثر سینمایی معرفی میشود و نخستین بار بازیگری مقابل دوربین را در «سنجاقکهای برکه سبز» به کارگردانی علی قویتن تجربه میکند. از کارهای پربیننده او میتوان به ایفای نقش در سریال «رخنه» به کارگردانی علی غفاری و حمیدرضا لوافی اشاره کرد.
وی در گفت و گو با خبرنگار سینمایی ایرنا اظهار داشت: شهرت چیزی نیست که به آن خیلی فکر کنم. اتفاقی است که بر اثر پرکاری و درست کار کردن میافتد. من از سن کمی کار را شروع کردهام، مبنای اولیه را دارم و میدانم این اتفاق قرار است برای من بیفتد اما این که کی بیفتد به انتخاب خودم و مقداری هم به شرایط کلی، بستگی دارد. با توجه به این که مشغول به تحصیل بودم و سنم هم به شخصیت میخورد انتخاب شدم و این آغاز کار من در بازیگری بود. شش ماهی هم دوران فیلمبرداری طول کشید که در این مدت هنرستان هم نمیرفتم. در واقع اواسط تحصیلم بود. در آن سال تمام امتحاناتم را در شهریور ماه پشت سر گذاشتم.
پوریادگار افزود: در ادامه هم که از هنرستان وارد دانشگاه شدم و در دانشکده هنر و معماری در رشته نمایش ادامه تحصیل دادم، حضور و ماندنم در بازیگری خیلی پذیرفتهشدهتر و قانعکنندهتر بود. البته از قبل و از همان دوران کودکی تصمیمم را گرفته بودم و میدانستم میخواهم بازیگر باشم.
او در مورد دومین تجربه بازیگریاش پیش از آزمون کنکور دانشگاهها و در پروژه دیگری با علی قویتن میگوید: در این کار، نقش کوتاهی داشتم اما تنها شخصیت زن فیلمنامه بود. چون تازهکار بودم نقش را پذیرفتم. خواهرم طراح لباس است و قبلتر از من وارد حیطه کار شده است و از طریق خواهرم به این دو پروژه معرفی شدم.
او میگوید: یک سال بعد از این دو پروژه سینمایی، در فیلم «سفر زمان» بازی کردم که کار امیرشهاب رضویان به تهیهکنندگی منوچهر شاهسواری بود. اولین کار تلویزیونی که یکی از نقش اصلی آن را بازی میکردم.
این بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون گفت: در برخی پروژهها، وقتی اسم عوامل اعم از تهیهکننده و نویسنده را میبینی پر از احترام هستند، آدم دوست دارد همکاری کند. نقشی را که داشتم بازی میکردم خیلی از سنم بیشتر بود. نقش زنی را داشتم که بچه کوچک داشت و در آن موقع من ۱۹ تا ۲۰ سالگی و با رضا بهبودی همبازی بودم. سه ایپزود حال، گذشته و آینده داشت که من نقش زن آینده را بازی میکردم.
پوریادگار درباره دوران فعالیت خود در دهه ۹۰ اظهار داشت: وقتی دانشگاه قبول شدم به خودم گفتم یک توقف باید به خودم بدهم و از نظر تحصیلی ارتقا پیدا کنم. سه سال صبر کردم و تا سال ۹۴ اصلا کار نکردم. نقشهای مختلف زیادی به من پیشنهاد میشد اما من قبل از این که وارد دانشگاه شوم چون کار و صبر کرده بودم منتظر نتیجه خیلی خوبی بودم. اما برعکس این رخ داد و به جای اتفاق خوب دیدم در حال فراموش شدن هستم. این کارها، کارگردانهای شاخصی هم داشتند اما شاید نقشها برای من نسبت به نقشهای پیشین حائز توجه نبود.
او ادامه میدهد: همیشه در حیطه کاری، یک سلسله معرفی و دیدهشدنهایی اتفاق میافتد که به اصطلاح خودمان «کار، کار میآورد». بلد کاری نداشتم که به من توصیه و نصیحتی کند و راه و چاهی به من نشان دهد. تمام عواملی که با آنها به عنوان برنامهریز کارگردان کار کرده بودم همگی کارگردان شده بودند، دیگر در فضای معرفی کردن نبودند. کاری آماده اکران هم نداشتم و به همین سبب، وقفه سه سالهای داشتم و بعد از آن از طریق یکی از دوستان به پروژه «عطر شیرین، عطر تلخ» معرفی شدم و شخصیت مکمل موازی با بهاره افشاری داشتم. بعد از این هم، مدتی در ایران نبودم. تا سال ۹۵ هم کار نکردم و از سال ۹۶ به بعد با فیلم سینمایی «آلرژی» بهتدریج روی غلتک افتادم.
فیلم کوتاه بازی نکردهام
این بازیگر سینما و تلویزیون گفت: در مدتی که بیکار بودم، فیلم کوتاه هم به من پیشنهاد میشد و فیلم کوتاه تنها چیزی است که تاکنون بازی نکردهام. خیلی به من پیشنهاد شد اما هرگز پیش نیامد و به انتخاب نهایی نرسید.
او که تنها یک اجرای عموم تئاتر در سال ۹۷ داشت، گفت: من تئاتر را فقط به عنوان تحصیلات داشتم تجربه میکردم؛ هم در هنرستان هم در دانشگاه. زمانی که برای اولین بار روی صحنه رفتم برای تئاتر «هامان کشان» کار علیرضا مهران بود. نقش عجیبی داشتم که نسبت به نقشهای دیگری که داشتم ویژهتر دوستش دارم. نقش ملکه وشتی (زن اول خشایارشاه) را بازی میکردم و کمتر از یک ماه اجرا داشتیم به دلیل نزدیک شدن به عید و فکر کنم تنها حدود ۲۰ اجرا رفتیم. بعد از این، کار تصویر داشتم (سینمایی مخفیگاه) و به دنبال کرونا در دو کار نمایشی «مونس» علیرضا دریابیگی و «رستگاری با چکش» هم بازی کردم.
پوریادگار افزود: در سال ۱۴۰۰، در فیلم «سگ دست» بازی کردم که یک زوج هنری (افسون شکاری و تقی علیآبادی) آن را کارگردانی کردند. در اوایل سال بود که این پروژه سینمایی را کار کردم و اواخر سال تصمیم گرفتند «رستگاری با چکش» را اجرا ببرند که یک شخصیت زن با دو شخصیت مرد داشت که در شانو اجرا شد و این آخرین کار تئاترم بود.
تئاتر، مورد علاقه من نیست
خودم البته خیلی با این که رشته تحصیلیام بوده و همین سه کار را دوست داشتم. اما بدون تعارف، در تئاتر آنقدر لذت نمیبرم که در کار تصویر. وقت برای تئاتر دارم اما مورد علاقه من نیست.
پوریادگار همچنین افزود: بعد از سال ۱۴۰۰، پرکارتر بودم. فیلم سینمایی «وحشی» (شراره سروش) را در سال ۱۴۰۰ و «دست تنها» را با امیرحسین ثقفی سال ۱۴۰۱کار کردم و در دورانی که منجر به بیکاری خیلیها شد و خیلی از پروژهها میخوابید و کار نمیکردند من هم مدتی فاصله داشتم از فضای کار. در سال ۱۴۰۲، «تابستان برفی» و سریال «رخنه» را کار کردم و در سال ۱۴۰۳ اواخر سال، به پروژه سینمایی «ما» به کارگردانی حسین وادیزاده ملحق شدم. سال گذشته، جزو سالهایی بود که مقداری خودخواسته به دلایل شخصی کار نکردم. در پایان سال ۱۴۰۳ هم با فیلم «دست تنها» به جشنواره فجر آمدم. امسال هم که در سریال «سرمه» قرار است بازی کنم.
از این که خودم نباشم، بدم میآید
او در پاسخ به این سوال که چه چیزی در سینما برای تو جذاب است و چه چیزی در سینما تو را میترساند؟ پاسخ داد: این که به من فرصت زندگی کردن متفاوت و خلق لحظهها را میدهد که مخاطب با آن زندگی و همزادپنداری میکند و دچار احساسی که من تجربه و خلقش کردم، میشود، برای من در سینما جذاب است.
درباره این که چه چیزی من را از سینما میترساند و پیشتر هم آن را گفتهام، باید بگویم از یک چیزی خیلی بدم میآید؛ این که خودم نباشم. این را در حیطه کاری سینما خصوصا خانمها دارند. به شدت مجبوریم یک پرسوناهایی را به صورتمان بزنیم، مواظب رفتار و حرفزدنمان و مسائل شخصیمان باشیم.
پوریادگار افزود: واقعا پیش میآید که از شدت عصبانیت از مسالهای به مرز سکته میرسی و به مصلحت است سکوت کنی و این خیلی بد است. هر چیزی که آدم را از خود واقعیاش دور کند، ترسناک است. یعنی یک دو گانگی در افراد به وجود میآورد که به مرور زمان به آن عادت میکنند.
من را با نگین میشناسند
وی در این باره که روناک را بیشتر با کدام شخصیت ها میشناسند؟ گفت: فکر کنم با سریال رخنه و نقش «نگین» در این سریال. امروز روناک را در خیابان میبینند، میشناسند؟ به ندرت ولی بله. نگاه میکنند و برای آنها آشناست. زمانی که کاری در حال اکران داشتم چرا. مانند رخنه اما چون مستمر دیده نشدهام، ازدحام شناخت را ندارم.
او به این سوال که روناک چند سال دیگر به این مرحله از شناخته شدن در سینما میرسد؟ پاسخ داد که فکر می کنم خیلی زود. این که چه افقی در سینما دارم؟ باید بگویم اصلا به افق فکر نمی کنم، از مسیرم لذت میبرم. تلاش میکنم هر کاری میکنم از کار قبلی بهتر باشد و این که سطحم ارتقا پیدا کند، برایم جالب است. شهرت، ثروت و جایزه برای من در سینما مهم نیست. شاید برای خیلیها مهم نباشد. هر کسی حد و مرزی در ثروت دارد و واقعا در مسیر برای من اتفاقهای خوبی میافتد.
بلندی و کوتاهی نقش برایم مهم نیست
پوریادگار در این باره که آیا کوتاهی و بلندی نقش برای تو مهم است؟ گفت: با انتخابهایی که کردهام نشان دادهام نه این گونه نیست. اتفاقی که برای من رخ داده در مسیر حرفه ای جالب و جذاب بوده است. طبیعتا هم که دستمزد مهم است ولی صرفا از یک جنبه مالی.
او در این باره که صرفا امرار معاش بازیگری از این محل باشد به نظر کار درستی است؟ اظهار داشت: بستگی به زن و مرد بازیگر دارد. خیلی فرق دارد. من با خانوادهام و زیر سایه حمایت آنها زندگی میکنم. مسئولیت مالی در قبال کسی ندارم ولی برای آقایان این مساله صدق نمیکند. معمولا اکثرا آقایان مسئولیت مالی خانواده را بر عهده دارند .وقتی نقشی خوب نیست به آقایان خرده نمیگیرند میگویند به خاطر پولش رفته است اما برای بازیگر زن این مساله متفاوت است.
با دستمزد خوب راضی به ایفای نقشی که دوست ندارم نمی شوم
پوریادگار در پاسخ به این سوال که اگر به شما کاری پیشنهاد شود که دستمزد خوبی داشته باشد اما با نقشی که پیشنهاد شده کنار نیای آیا آن را میپذیری؟ گفت: فکر نمیکنم. نه. خودم را مجبور نمیکنم. نمیتوانم دل خودم را به آن رقم راضی کنم و به خودم تحمیل کنم اگر نقشی را دوست نداشته باشم. مگر این که بتوانم نقش را قبول کنم و به خودم بقبولانم. تاکنون هم این اتفاق نیفتاده است.
او درباره تجربه بازی در فیلم سینمایی «وحشی» هم یادآوری کرد: وقتی اکران کار را دیدم متاسفانه نسبت به چیزی که در فیلمنامه بود کمتر شده بود. در فیلمنامه اصلی دو شخصیت دیگر داشت که سکانس خوبی بود که من و نفس بازغی به خانمها الهام کردا و رویا نونهالی میپیوستیم. فیلمنامه را خواندم با وجود این که طول نقش کوتاهتر از کار های گذشته ام بود اما احساس کردم فضای خوبی است. آشنایی خوبی از حیث شروع کاری با خانواده ثقفی بود. اما وقتی فیلم را در اکران دیدم مقداری توقعم بیشتر بود و در تدوین مقداری بیمهری شده بود.
او به این سوال که به شهرت چقدر فکر میکنی؟ این گونه جوب داد: شهرت چیزی نیست که به آن خیلی فکر کنم. اتفاقی است که بر اثر پرکاری، درست کار کردن میافتد. چیزی که در مسیر کاری ما قرار دارد. من از سن کمی این حرفه را شروع کردهام، مبنای اولیه را دارم و میدانم این اتفاق قرار است برای من بیفتد اما این که کی بیفتد به انتخاب خودم و مقداری هم به شرایط کلی بستگی دارد.
این بازیگر سینما و تلویزیون در این باره که روناک خود را چه بازیگری میبیند و در چه ژانری موفق میداند؟ گفت: بیشتر، درام و اجتماعی و اگر خودم بخواهم توصیف کنم این که بازیگر خیلی حسی هستم. به تبع تحصیلات آکادمیک داشتم، تکنیک را خوب میشناسم. فکر میکنم این باعث میشود یک بازیگر، بازیاش به دل مینشیند. وقتی حسی بازی میکنی، واقعا ارتعاشی که در زندگی داری، در نقش به مخاطب القا میشود.
فکر میکنم بازیگر طناز موفقی شوم
پوریادگار در پاسخ به این سوال که تاکنون کار طنز به او پیشنهاد شده و پذیرفته یا خیر؟ گفت: بله اما نپذیرفتم. خودم را بازیگر طنازی میدانم. اتفاقا در کاراکترم طنز را خیلی دارم. شاید زمانی که به من پیشنهاد شد، آمادگی لازم را نداشتم یا سلیقهام آن شخصیتی که پیشنهاد شده، نبود. اگر امروز کار خوبی در طنز پیشنهاد شود حتما قبول میکنم. این که در طنز موفقتر از درام یا کدام ژانر، چون تجربهاش را نداشتم نمیتوانم بگویم اما فکر میکنم خیلی موفق باشم.
او در این باره که به کار کردن با کدام کارگردانها فکر کردی و دوست داشتی با آنها کار کنی؟ اظهار داشت: من با فیلم «قرمز» کار فریون جیرانی عاشق بازیگری شدم. جیرانی فضای اجتماعی/روانشاختی را خوب میشناسد. من خیلی عاشق عمق شخصیت هستم و روانشناسی میخوانم و دوست دارم. عمیق شدن در کاراکترها را خیلی دوست دارم. کاراکترهایی که مینویسند یا کار میکنند. البته این در سالهای قبل بوده و اخیرا سبک کاری جیرانی فرق کرده است. دست روی کاراکترهایی میگذاشتند که اولا واقعی بوده و واقعا در جامعه اتفاق افتاده بود و این که خیلی خوب، عمیق، درست و با ریزبینی و ریزهکاری، نوشته شده بودند.
او درباره بازیگران مورد علاقهاش در بین زنان، به ترانه علیدوستی و در بین مردان، از حیث بازی، به شهاب حسینی اشار و اضافه کرد: هم خودشان را خیلی دوست دارم هم در بازیگری. هنوز بین هم سن های خود همتا ندارند.
فیلم خارجی میبینم
پوریادگار همچنین گفت: فیلم، بیشتر خارجی میبینم. ناخودآگاه به بازیهایم کمک میکند. وقتی فیلمی را میبینی بهشدت آن را پردازش میکنی. تحلیل هم در ذهن هر کسی شکل میگیرد. به بازیگر کمک میکند در موقعیتهای مختلف اتود بزند. فیلمهای کارگردانی را یک ماه مینشینم و نگاه میکنم و میبینم روی بازی، حس و حرکاتم تاثیر گذاشته است و تحلیلم روی شخصیت و اینها خیلی ناخودآگاه شکل میگیرد و به همین سبب پیشنهاد میشود فلیمهای خوب ببینی. از حیث صوتی، بصری و حسی درگیر شخصیت میشوی که کس دیگری آن را خلق کرده است.
او در عین حال در این باره که سینمای امروز برای زنان ایرانی چقدر فضا را نسبت به دهههای گذشته باز کرده؟ خاطرنشان کرد: خیلی بیشتر اما به نظرم جای بیشتری برای نشان دادن جسارت یک زن دارد. عمق شخصیت یک زن حال از حیث فلسفه خلقت بیشتر است. تعادل بین آنیما و آنیموس نوسان بیشتری دارد و شاید به خاطر شرایطی است که در زمان حاضر نداریم. در خاورمیانه این شرایط و فضایی که خواسته یا ناخواسته ایجاد شده، بعدی را نشان میدهد که در دهههای اخیر نبوده است. زن در عین لطافت و ظرافت در سلسلهاتفاقی میتواند ببر درندهای از درونش بلند شود که همه مبهوت بمانند.
پوریادگار اضافه کرد: در این چند سال فضا خیلی بیشتر باز شده و زنها را از کاراکترهای منفعل و ضعیف، احساسی و کسانی که خون گریه میکنند حتی در قصهها و فیلمنامهها به شخصیتهای متفاوت، جسور و پیچیده و چند بعدی تبدیل کرده است.
جا نمیزنم
او درباره خاطرات تلخ و شیرین خود در سینما و این که شده در مرحلهای سینما را بخواهد فراموش کند؟ گفت: نه. در شخصیت م ن نیست. وقتی چیزی را قبول کنم اگر سنگ هم از آسمان بیاید نظرم عوض نمیشود. در کار آخر خیلی اذیت شدم. سختترین بازی که داشتیم همان شب و لوکیشن جای عجیب و غریبی بود. از روزکاری وارد شبکاری شده بودیم. روز آخر کاری ام از ۶ صبح تا ۹ صبح فردای آن روز بیدار بودم. ۲۷ ساعت بیدار بودم. مستر سکانس یادم است ۱۲ دقیقه بود که در ادامه به ۷۰ پلان از زاویه های مختلف تقسیم شد و بسیار طولانی بود. در پایان، کاراکتری که بازی می کردم به فروپاشی روانی منجر میشد که بسیار بار روانی شدید و دشواری برایم داشت. همه دست به دست هم داد تا این که تجربه همزمان دردناک و لذت بخشی برایم بشود.
پوریادگار افزود: وقتی کار تمام شد تا روزهای مدیدی تنشهایی که به من وارد شد در وجودم بود و یک هفته طول کشید تا به حالت عادی بگردم و کارگردان و بازیگر نقش مقابلم به من کمک کردند تا سکانس به بهترین شکل ممکن دربیاید. تاکنون چنین تجربهای آن هم با کارگردان کار اول نداشتم که حتی از پشت لنز دوربین در حال ضبط به من اشاره می کرد چه چیزی میخواهد و این خوب است که بازیگر به بازیگر مقابل و کارگردان کار اعتماد و اتکا کند.
وی افزود: شیرینترین خاطره برای اولین فیلمی است که در سال ۸۸ بازی کردم. آن سال، عکس فیلم را مجله “ماهنامه فیلم” چاپ نوروزی که خیلی هم پربازدید بود خبر کار کرده بودند و اولین باری بود که تصویرم را در رسانه و مطبوعات میدیدیم. از کیوسک روزنامه فروشی ماهنامه فیلم را گرفتم و صفحه مربوط به خبر فیلم را دیدم. چشمم را باز کردم و به خودم که آمدم دیدم مسیر را اشتباه نرفتهام. از شدت ذوق و در صدم ثانیه آیندهای را که مثلا ۱۰ سال بعد خودم را بازیگر می دیدم. هیچ وقت دیگر این حس از آن شدت ذوق برایم تکرار نشد.
پوریادگار گفت: یک بار هم در جشنواره کودک در همدان با فیلم «سنجاقکهای برکه سبز» آمده بودم. اولین بار تصویرم را روی پرده می دیدم خیلی برایم تجربه دلنشینی بود. برای شخصیتی که خیلی برایش زحمت کشیده بودم. شاید چون سنم کم بود اینقدر به دلم چسبیده بود. این، جزو خاطرات شیرین است که یادم نمی رود.






هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید