حضور نمایندگان ایران در مجمع عمومی؛ وقتی نمایشهای آمریکا جای حق قانونی تهران را نمیگیرد
نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اهرم سالانه آمریکا برای فشار به کشورهای مختلف است و مجوز حضور در این نشست برای کشورهای مختلف در حالی از سوی ایالات متحده با انواع ترفندها ارائه میشود که مطابق قواعد بینالمللی، این کشور نه از سر لطف که موظف به فراهم ساختن حضور همه کشورهای عضو این نهاد در نشستهاست. نمونه این اهرمسازی از حضور در نشست سازمان ملل متحد، روندی است که دولت آمریکا به ویژه در دو سال اخیر برای سفر مقامات ایرانی، پیش برده است.
وزارت امور خارجه آمریکا روز پنجشنبه ۲۶ شهریور (۱۷ سپتامبر) اعلام کرد که هیئت اصلی جمهوری اسلامی ایران میتواند در مجمع عمومی سازمان ملل شرکت کند. مجوز و ویزای صادر شده برای مقامات ایرانی گرچه بر مبنای موافقتنامه مقر سازمان ملل مصوب ۱۹۴۷ است اما بلافاصله با مجموعهای از محدودیتهای نمایشی همراه شد؛ ممنوعیت تردد آزاد در نیویورک و خرید از فروشگاههای عمدهفروشی در این کشور. ممنوعیت خرید برای مقامات ایرانی، با این ادعا وضع شده است که شرایط اقتصادی مردم در داخل ایران سخت است و بنابراین آمریکا اجازه خریدهای لوکس! به مقامات ایرانی در نیویورک را نخواهد داد.
محدودیتهای اعلام شده از سوی آمریکا با واکنش سخنگوی وزارت امور خارجه مواجه شد و «اسماعیل بقائی» در واکنش به اظهارات یکی از سخنگویان دولت آمریکا نسبت به وضعیت اقتصادی ایرانیان و ادعای ممانعت آمریکا از خرید نمایندگان ایران از فروشگاههای آمریکایی در جریان اجلاس آتی مجمع عمومی سازمان ملل، در شبکه ایکس نوشت: تحریم زندگی یک ملت، را جشن میگیرند و برای «تحریم کارت فروشگاه» بیانیه صادر میکنند. این روش تبلیغاتی آنقدر سادهلوحانه و نخنماست که حالا بهتر میتوان فهمید چه نوع ذهنیت سادهانگارانهای جنگ غیرقانونی علیه ملت ایران را آغاز کرد و آمریکا را به ورطه خجالتآوری که امروز در آن قرار دارد کشاند. حاکمان واشنگتن هنوز ملتها را فاقد حافظه و شعور تحلیلی فرض میکند.
بقائی اما در توضیح اینکه چرا لازم است که هیئت ایرانی با وجود تمام کارشکنیها در نیویورک حاضر میشود؛ اولا تاکید کرد که حضور در نیویورک برای نمایندگان ایران مطلقاً هیچ جذابیتی ندارد، اما آنجا سنگری است که نباید رها شود و در ثانی شرکت جمهوری اسلامی ایران در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد یک حق قانونی است و کسی در این زمینه به ما لطفی نکرده است؛ چرا که ایران یکی از ۵۰ کشور مؤسس سازمان ملل متحد محسوب میشود.
سخنگوی دستگاه دیپلماسی وظیفه هیئت ایرانی در مهمترین رویداد بینالمللی را رساندن صدای حقانیت مردم ایران به گوش جهان است؛ در شرایطی که طرف مقابل از تمام ابزارها برای ممانعت از حضور هیئت ایرانی استفاده کرد؛ از اظهارنظرهای سخیف و تبلیغات رسانهای گرفته تا سوءاستفاده از تعهدات خود به عنوان دولت میزبان از طریق ایجاد تأخیر در صدور روادید یا خودداری از صدور ویزا برای شماری از اعضای هیئت. این دست کارشکنیها و تبلیغات منفی هرگز باعث نخواهد شد که ما از حق مشروع خود برای حضور در این نشست و بیان مواضع مقتدرانه جمهوری اسلامی ایران و ملت بزرگ ایران عقبنشینی کنیم. وظیفه داریم با آمادگی کامل در این رویداد جهانی شرکت کرده و مواضع اصولی کشور را با صراحت تبیین نماییم.
«نخنما»؛ توصیف تکراری از رفتار آمریکا
ممنوعیت خرید مقامات ایرانی در آمریکا، توصیف عملیات روانی- رسانهای است که دولت آمریکا در سالهای اخیر و بر مبنای ادعاهای نامعتبر برخی گروههای مخالف ایران به راه انداخته است، بیآنکه سندی رسمی و مستند درباره این موضوع ارائه دهد. اقدامی که به تاکید بقائی تبلیغاتی ناشیانه و نخنماست. تبلیغاتی که امسال دلیل آغاز دوباره آن را میتوان نه در خصومت مداوم آمریکا با ایران که در فرافکنی یک ناکامی در جنگ اخیر ریشهیابی کرد. موضوعی که بقائی هم در توییت خود به آن اشاره کرده؛ واقعیتی غیرقابل انکار در روابط ایران و آمریکاست؛ واشنگتن که در میدان واقعی، از تنگه هرمز گرفته تا میز مذاکره، نتوانسته هیچیک از اهداف اعلامی خود را محقق کند، اکنون به نمایشهای نمادین کوچک پناه برده تا در داخل و برای افکار عمومی آمریکا، تصویری از قاطعیت بسازد.
«مقامات ایرانی از خرید در نیویورک منع شدهاند؛ چون مردم ایران در فشار اقتصادی سختی به سر میبرند.» این ادعا در نگاه نخست شاید نشانهای از حمایت آمریکا از مردم ایران است اما اگر این سوال پرسیده شود که مردم ایران چرا در چنین شرایط سختی به سر میبرند؛ «حسننیت» ادعایی مستتر در گزاره بالا جای خود را به جنایتی خاموش علیه مردم ایران خواهد داد. ادعای اعمال محدودیت به بهانه جلوگیری از خرید فرضی هیئت دیپلماتیک ایران، شاید برای گروهی از لابیهای مخالف جمهوری اسلامی در آمریکا راضیکننده باشد اما ماهیت دشمنی آمریکا با مردم ایران را تغییر نخواهد داد؛ وقتی بدانیم این تحریمها زندگی عادی، سلامتی، تغذیه و آینده مردم عادی ایران را تحت شدیدترین تاثیرات قرار داده است.
نظام سیاسی در ایران بهرغم تمام آسیبهایی که در سطح رهبری و فرماندهی دید، ایستاد و اکنون نمایندگانش قرار است در صحن مجمع عمومی سازمان ملل، مدافع حقوق مردم ایران باشند.این دوگانه نتیجه نگاهی است که دولت آمریکا نه فقط به مردم ایران که به همه افکار عمومی جهان دارد. نگاهی که بقائی آن را چنین توصیف میکند: «حاکمان واشنگتن هنوز ملتها را فاقد حافظه و شعور تحلیلی فرض میکنند». از منظر تهران راهبرد اصلی اینگونه اقدامات، نه بازدارندگی واقعی، بلکه تکرار یک روایت سادهسازیشده و «دم دستی» از ایران، مردم و حاکمان آن برای مخاطبی است که تصور میشود فاقد قدرت تحلیل مستقل است.
سخنگوی وزارت امور خارجه این سادهسازی را نه فقط در جنگ رسانهای و روانی که در میدان درگیری نظامی هم قابل مشاهده میداند. واقعیت آن است که سادهسازی مفهوم پیچیده ایران و تمامیت آنچه به این مفهوم مربوط است؛ تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران را معقول، رویای «تغییر نظام سیاسی مستقر در ایران» را قابل حصول و در نهایت «تسلیم ایران» در برابر خواستههای آمریکا را مقدور نشان داد. گرفتاری و بنبست اخیر در این جنگ و آنچه جهان و منطقه را گرفتار کرده، نتیجه مشخص همین سادهسازی است.
قواعد بینالمللی درباره نشست سازمان ملل چه میگوید؟
صدور ویزا برای حضور مقامات کشورهای عضو سازمان ملل متحد، وظیفهای است که قواعد این نهاد بر عهده دولت ایالات متحده گذاشته است. بر اساس توافقنامه مقر سازمان ملل متحد که در ۲۶ ژوئن ۱۹۴۷ میان سازمان ملل متحد و دولت ایالات متحده به امضا رسید، آمریکا متعهد شده است از ایجاد موانع در رفتوآمد نمایندگان کشورهای عضو، مقامهای سازمان ملل و سازمانهای تخصصی و خانوادههای آنان به منطقه مقر سازمان ملل در نیویورک خودداری کند. بند ۱۱ ماده چهارم این توافقنامه، صراحتاً بر نبود مانع در عبور و مرور این افراد تاکید دارد و بند ۱۲ نیز تصریح میکند که این تعهدات صرفنظر از روابط موجود میان دولتهای متبوع این اشخاص و دولت ایالات متحده قابل اجراست؛ بنابراین، اصل تعهد آمریکا در این زمینه نباید صرفاً بر مبنای مناسبات سیاسی دوجانبه با کشور متبوع یک مقام یا دیپلمات تفسیر شود.
از سوی دیگر، بند ۱۳(الف) توافقنامه مقرر میکند که قوانین آمریکا درباره ورود اتباع خارجی نباید بهگونهای اعمال شود که در امتیازات مندرج در بند ۱۱ اختلال ایجاد کند و در مواردی که برای افراد مشمول این بند روادید لازم است، روادید باید «بدون دریافت هزینه و در اسرع وقت ممکن» صادر شود. با این حال، سابقه عملکرد واشنگتن نشان میدهد که آمریکا در مواردی با استناد به ملاحظات و ادعاهایی مانند تامین امنیت ملی، مقابله با تروریسم و اقتضائات سیاست خارجی خود محدودیتهایی در صدور ویزا اعمال کرده است؛ از جمله در سال ۲۰۲۲ صدور روادید برای سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، و هیئت همراه او را به تاخیر انداخت. همچنین هم امسال و هم سال گذشته حضور «محمود عباس» رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین را با ادعای منافع امنیت ملی ممنوع کرد.
حاشیهسازیها و شرط و شروطهای آمریکا در صدور ویزا و حضور هیئت ایرانی در مجمع عمومی سازمان ملل، شاید از دید مقامات این کشور فشار سیاسی محسوب شود اما شواهد نشان می دهد که چنین فشارهایی علیه کشوری که ۶ ماه پیش جنگی تمام عیار را تجربه کرده و در همه این مدت مقابل فشارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی ایستاده است؛ نمیتواند نتیجهبخش باشد.
حضور هئیت ایرانی در این نشست در گام اول فرصتی برای روایت شرایطی است که در پی جنگ بر ایران تحمیل شده است اما در نگاهی عمیقتر این حضور، اعلام واقعیتی دیگر برای افکار عمومی جهان است؛ مسعود پزشکیان و سیدعباس عراقچی، نمایندگان کشوری در نیویورک هستند که ترامپ و نتانیاهو ۹ اسفند (۲۸ فوریه) با رویای تغییر نظام سیاسی مستقر در آن و تسلیم بیقید و شرط، جنگی تمام عیار را علیه آن آغاز کردند. نظام سیاسی در ایران بهرغم تمام آسیبهایی که در سطح رهبری و فرماندهی دید، ایستاد و اکنون نمایندگانش قرار است در صحن مجمع عمومی سازمان ملل، مدافع حقوق و صدای حقانیت مردم ایران باشند.


هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید