خبرنگاران در قاب” متروپل “
به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی بهار اهواز ،همواره حماسه های حضور درصحنه های عاشقی و عرصه های پر خطر را آفریده و هم نفس و هم قدم و همراه در انعکاس مشکلات و بیان درد جامعه بوده اند . تلاشگران جبهه رسانه، تعالی رشادتها به جبهه های حق علیه باطل و شجاعتهای مردم؛ گاه میان سنگر و گاه به اوج قله ها و حتی درون حور و شط و عمق دره ها بوده و برای خدمت صادقانه قلمشان به حرکت در می آید. خبرنگاران به جز قلم، کاغذ، ضبط صوت و قدمهای در راه حق؛ شریک شادی وغم مردم در همه صحنه ها بوده اند. امسال هم که روز خبرنگار با شهادت ابا عبدالله الحسین (ع) و عاشورای حسینی مصادف شده، عاشق و استوار حماسه عاشقان حسینی را به تصویر می کشند و سرپل محبتی در دل شکستگان حسینی حرکت می کنند.
در گزارش زیر که پایگاه خبری نبض شهر به مناسبت روز خبرنگار تهیه کرده رشادتهای خبرنگاران در حادثه متروپل بیان شده که در ادامه می خوانید:

اصحاب رسانه در حادثه متروپل سنگ تمام گذاشتند
مهدی ربیع خبرنگار پایگاه خبری راوی جنوب : به او خبرداده بودند پیکر خواهرش زیر آوراها پیدا شده و نیروهای عملیاتی می خواهند جسد را زیر آوراها خارج کنند .خیلی استرس داشت و حساس شده بود که کسی از پیکر خواهرش عکس نگیرد. من در فاصله زیادی از آنها ایستاده بودم و اصلا در بین انبوه جمعیت امدادگران، چیزی نمی دیدم اما امدادگران حاضر درصحنه فکر کردند دارم عکس می گیرم و ناگهان فریاد زدند عکس نگیر ! عکس نگیر ! یکدفعه آن فرد میلگردی را از زمین برداشت و به سمت من یورش برد تا میلگرد را به سمت من پرتاب کند که امدادگران جلوی او را گرفتند .البته در شرایط بحرانی این رفتارها طبیعی است اما من برای ثبت واقعیات رفته بودم تا گزارش تهیه کنم و خطر وقوع هر نوع اتفاقی را هم به جان خریده بودم .
برخی مردم در حادثه متروپل از حضور خبرنگاران استقبال می کردندو می گفتند مظلومیت آبادان را به گوش مسئولان برسانید هرچند روزهای ابتدایی به دلیل نبود مدیریت بحران، اطلاع رسانی سخت بود اما با ورود وزیر کشور شرایط اطلاع رسانی ها وضعیت بهتری پیدا کرد . قطعی اینترنت و مشکل تردد مهمترین مشکلات خبرنگاران در روزهای نخست حادثه متروپل بود. عدم وجود سخنگوی واحد از سوی مدیریت بحران باعث شده بود اخبار ضد و نقیض بین مردم و شبکه های اجتماعی رد و بدل شود که همین باعث ایجاد نگرانی و استرس بیشتر بین مردم می شد.
در حادثه متروپل گویا محشر کبری بر پا شده بود. یادم می آید به همراه دیگر همکاران رسانه ای خانم حاجی پور و خانم صابری خیابان امیری رفته بودیم و آقایی را دیدیم که حال خوبی نداشت و با خودش حرف می زد. حدس ما این بود از بازماندگان حادثه متروپل است . برای اینکه با او همدردی کنیم به سمت او رفتیم و او را به عقب یک پراید وانت بردیم .گرمای هوا هم مضاف علت شده بود. لودر قرارگاه خاتم الانبیا در حال انجام عملیات آواربرداری بود ناگهان گردو خاک زیادی برپا شد وما به داخل ساختمان زانوس (محل ستاد فرماندهی مدیریت بحران ) رفتیم . یکدفعه چشمم به تابلویی که گرد خاک روی آن نشسته بود خورد. روی تابلو نوشته بود گروه ساختمانی عبدالباقی وبرادران ناخواسته با صدای بلند نوشته روی تابلو را خواندم و گفتم ای ! برادران عبدالباقی ! تا این جمله را گفتم او یکدفعه از جایش بلند شد و به سمت پله ها رفت تا جوانی که کنار پله ایستاده بود را کتک بزند که دستانش را گرفتیم و مانع حرکت او شدیم .اگر او را نمی گرفتیم جوانی که اصلا ربطی به حادثه متروپل نداشت زخمی شده بود.
معتقدم خبرنگاران باید از قبل دوره های آموزشی تخصصی را بگذرانند تا در حوادث و اتفاقات و بحران ها حرفه ای عمل کنند تا روایت های درست را نقل کنند. در ماجرای متروپل بچه های رسانه سنگ تمام گذاشتندو عملکرد خوبی داشتند.


خبرنگاری در شرایط بحران یعنی پذیرش بد اخلاقی گاه وبی گاه مدیران برای کنترل محیط
کوثر کریمی – خبرنگار خبرگزاری مهر : خبرنگاری در شرایط بحران یعنی پذیرش بداخلاقی گاه و بیگاه مدیران ،چون کنترل مردم داغدیدهای که دوست داشتند نزدیک ساختمان در حال ریزش متروپل باشند از یک طرف و اجرای عملیات امداد و نجات از طرف دیگر مهمترین دغدغه مسئولان بود ؛ البته تأمین امنیت ساختمان هم یکی دیگر از اقداماتی بود که باید از سوی نیروی انتظامی و نیروهای مستقر انجام میشد.
من و تعدادی از دوستان خبرنگار بیش از ۱۳ روز درشهر آبادان مستقر بودیم اما سخت گیری ها برای تردد خبرنگاران همچنان وجود داشت . باید مدام خیابانها و نیروهای مختلف را دور میزدیم تا به منابع خبری مردمی یا مدیران برسیم . هرچند با همکاری مجموعه روابطعمومی استانداری خوزستان در آن شرایط بحرانی یک حسینیه نزدیک به محل حادثه برای استراحت همکاران خبری تعیین شد، ولی هر بار با پیدا شدن پیکر یکی از جانباختگان باید در کمترین زمان ممکن خود را به ساختمان میرساندیم؛ گاهی بازار شایعات مثلاً «امشب مابقی سازه تخریب میشود» باعث حضور گستردهتر مردم در خیابانهای منتهی به متروپل میشد.
برای ویرایش و تنظیم فیلمهای تهیه شده از ریزش ساختمان و عزاداریهای مردمی و یا نگارش گزارشهای میدانی و گفتوگوهای خبری باید مدام در محل استراحت تکاپو می داشتیم ؛ همکاران خبری با دادن چفیه برای جلوگیری از گرمازدگی، بطریهای یخ آب معدنی، کلاه ایمنی و حتی (مشت و مال عکاسان مرد) هوای یکدیگر را داشتند تا کار در این شرایط سخت کمی برای آنها تسهیل شود.
گاهی مسئولان و یا نیروهای حاضر در صحنه برای حفظ جان خبرنگاران ،از ورود ما به ساختمان و یا نقطه نزدیک به ساختمان جلوگیری میکردند که خودم خطاب به یکی از آنها گفتم اگر شما برای کار خود قسم خوردهاید و نگران اتفاقات احتمالی (ریزش مجدد ساختمان) هستید من هم برای اجرای درست کارم تعهداتی دارم و اگر از سانحه میترسیدم، حالا اینجا نبودم.
متروپل هیچ خاطره خوبی به غیر از همدلی مردم آبادان نداشت، آنها خود آستین همت را بالا زده و کنار یکدیگر قرار گرفتند؛ فریادهای برخی از دلسوزان که «ما راه کامل ساختمان را بلدیم، بگذارید کار کنیم» و یا «من هیچ کدام از اعضای خانوادهام در متروپل نمانده ولی آبادان خانواده من است و ترسی از مرگ ندارم، میخواهم به خانوادهام کمک کنم» همه نشانگر همدلی این مردم بود. همچنین توزیع انواع غذا و نوشیدنی یا گلابپاشی نیز نوع دیگری از مشارکت مردم آبادان در میان اشک و آه داغداران و تلاش نیروهای امدادی بود.



دریای همدلی در حادثه متروپل موج می زد
میثم خالدی -عکاس پایگاه خبری رهیاب : برای پوشش خبری کنگره بزرگ روز آزادسازی خرمشهر آنجا بودیم و زمان اندکی از عکاسی مان نگذشته بود که خبر وقوع حادثه ریزش ساختمان متروپل درشبکه های خبری انعکاس یافته بود و ما مطلع شدیم . پس از اتمام برنامه کنگره آزاد سازی خرمشهرسریع به آنجا رفتیم . برایمان باور کردنی نبود که ساختمان متروپل ریزش کرده و ساعات اولیه همه چیز بی نظم و به هم ریخته بود تا اینکه نیروهای امدادی و نظامی کم کم ساماندهی کردند .
عکاسی در چنین حوادثی تلخ وهم دشوار بود اما سختی های کار همیشه برای ما عکاسان وجود دارد به این شرایط عادت کرده ایم . آنچه بیشتر ما را ناراحت می کرد غم مردم بود و این حادثه نه تنها برای مردم آبادان بلکه برای مردم ایران خیلی سنگین بود .
بسیاری از همکاران خبرنگار و عکاس نیز نه تنها از خوزستان بلکه از دیگر نقاط کشور برای بیان وقایع متروپل حضور یافته بودند تا به رسالت اصلی خود که اطلاع رسانی و آگاهی رسانی به دیگر هموطنان مان است جامه عمل بپوشانند .برخی خانواده های جانباختگان هم نگاه ملتمسانه ای داشتند تا خبری از عزیزشان دریافت کنند و وقتی برمی گشتیم و مشخصات عزیز خود را به ما می گفتند و از ما پرس و جو می کردند . افرادی هم بودند که شبانه روزکنار نیروهای امدادی ونظامی و آتش نشانی بودند و با اوردن انواع غذا سعی می کردند خستگی نیروهای علمیاتی را رفع کنند ودریای همدلی در حادثه متروپل موج می زد .


متروپل جلوهای از اتحاد و همدلی برگرفته از دفاع مقدس است
رضا خبازان – عکاس خبرگزاری ایرنا : حادثه ساختمان متروپل اگرچه داغی بر دل ملت ایران نهاد اما جلوه هایی از اتحاد، همدلی بین نیروهای مسلح، دولت، سپاه و بسیج، مردم و رسانه ها شکل گرفت و خاطراتی ماندگار را مانند دوران دفاع مقدس در تاریخ به ثبت رساند.
یادم می آید در روزهای ابتدایی حادثه مردم سراسیمه به سمت محل ساختمان متروپل آمده بودند و به هر نوعی قصد کمک رسانی داشتند ؛ یکی آوار برداری می کرد و یکی آب و شربت یه نیروهای خدمت رسان می داد. یکی دست به دعا بود برای بازماندگان و حبس شدگان در ساختمان و یکی دیگر بر سر پیکر عزیزش اشک می ریخت. تعامل برای ارتباط خبری رسانه ها با مسئولان استانی و محل در روزهای اول حادثه ضعیف بود چرا که هنوز عمق فاجعه مشخص نبود و همه در شوک بودند اما رفته رفته روزانه اخبار مربوط به حادثه منتشر می شد و تقریبا یکصدایی شکل گرفت.
خیلی از مردم در روزهای اول حادثه به دلیل عمق فاجعه و ناراحتی که داشتند، مقابل عکاسان و سوالات خبرنگاران مقاومت می کردند و بعضا برخوردهایی صورت می گرفت اما رفته رفته رسالت رسانه های استان برای مردم محلی ، خانواده داغداران و مسئولان جا افتاد و اطلاع رسانی نیز قویتر شد.
مهمترین خاطره ای که از این حادثه می توان بیان کرد ، خطر ریزش ساختمان در چهارمین شب حادثه بود که من نیز در پایین ساختمان تخریب شده در حال تصویربرداری بودم و نیروهای هلال احمر در حال خارج کردن پیکر یکی از جان باختگان بودند. در آن لحظه هیچ چیزی به فکرم نرسید .آنقدر در کار خود غرق بودم که متوجه چیزی نشدم و اینکه جانم در مقابل رسالتم در اولویت دوم است و این تفاوت این حرفه خبرنگاری با سایر مشاغل است که هنوز هم برای خیلیها درک کردن آن دشوار است.


آستانه تحمل برخی مسئولان در برابر نقد های خبرنگاران پایین است
ثریا زندیار- روزنامه نگار خوزستانی: حادثه متروپل محصول زد و بندها و فسادهای گسترده برخی مسئولان بود و غم بزرگی برای همه مردم به خصوص مردم آبادان و خانواده های جان باختگان برجا گذاشت ،با وجود شرایط غمبار و سوگوار آبادان، مردم رفتاری از روی مهر با خبرنگاران داشتند و از رسانه ها می خواستند که پیگیر حق خانواده های به سوگ نشسته باشند.
مسئولان به دلیل عمق فاجعه و جلوگیری از شایعات، حضور خبرنگاران را در محل حادثه با اهمیت می دانستند و با ارائه اطلاعات دقیق به خبرنگاران حاضر در محل، خواستار اطلاع رسانی دقیق تر به جامعه بودند.
در طول مدتی که در محل حضور داشتم، مردم آبادان و خرمشهر در کوچه ها و خیابان های منتهی به ساختمان متروپل، وضعیت را مشاهده می کردند تا از کشف جسدهای زیرآوار مطلع شوند و یا عمق فاجعه را حداقل از پشت حصارها ببینند. در یکی از شب ها، از دور دیدم خانمی در نزدیکی ساختمان و تجهیزات آواربرداری و در میان امدادگران ایستاده، وقتی برگشت از او پرسیدم: کسی را زیر آوار داری که تا آن حد نزدیک رفته بودی؟ گفت: “نه، من از خرم آباد آمده ام که همدردی کنم با مردم آبادان، با همسر و ۳ فرزندم آمده ام . از طریق تلویزیون اخبار را که می دیدم مدام گریه میکردم . دیگر نتوانستم تحمل کنم، آمدم اینجا تا همدردشان باشم. هیچوقت تصویر آن شب و صحبت های آن بانوی خرم آبادی و احساس همدردی اش از خاطرم نمی رود.
تلاش رسانه های استان خوزستان در تولید اخبار و گزارشات و پرداختن به رخدادها قابل تقدیر است، اما آستانه تحمل برخی مسئولان پایین است و با کوچکترین انتقادی، شکایت از خبرنگاران و رسانه ها را در دستور کار قرار می دهند. معتقدم اگر مسئولان به جای چنین اقداماتی نقد رسانه را در راستای خواست جامعه، و توسعه و آبادانی تلقی کنند، در آن صورت مشکلات کمتر و مسائل مهم استان حل می شوند .


برپایی ایستگاه های صلواتی مردمی برای کمک به نیروهای امدادی در متروپل قابل تحسین بود
مجتبی حیدری- مدیر مسئول پایگاه خبری دیار کارون : با اینکه می دانستم بخشی از ساختمان متروپل ریزش کرده و حضور در آنجا خطر دارد اما به عنوان یک خبرنگار وظیفه خود دانستم حجم عظیم مصیبت خانواده های داغ دیده و دشواری های عملیات آوار برداری را به تصویر و قلم بکشم و از این راه مرهمی هرچند کوچک بر آلام خانواده های داغدار باشم .
در حادثه متروپل مشخص نبود کدام دستگاه دولتی صادر کننده مجوز تردد خبرنگاران است و ما در چندین نوبت از سوی نیروهای ساکن در حادثه به بیرون از محدوده هدایت می شدیم و هماهنگی منظمی برای خبرنگاران دارای مجوز برای تهیه گزارش انجام نشده بود و این ناهماهنگی ما را با مشکل مواجه می کرد .
واکنش برخی مردم عزادار آبادان به حضور خبرنگاران ، توام با بی اعتمادی و خشم بود و می گفتند شما خبرنگاران برای پوشش دهی حضور مسئولان راهی آبادان شده اید و بعد از آن که عکس های خود را تهیه کنید از اینجا می روید .عکس العمل مسئولان هم به حضور خبرنگاران واکنشی توام با تدابیر امنیتی شدید بود وموانعی در کار خبرنگاران ایجاد می کردند .
اما آنچه ما را دلداری می داد ، غیرت مردم آبادان خرمشهر و مینوشهر برای توزیع مواد غذایی به نیروهای امدادی بود .هر کدام از خیابان های منتهی به خیابان امیری را نگاه می کردم می دیدم با اینکه مردم عزادار دوستان وهمشهری های خود هستند اما علاوه بر کمک به آواربرداری ؛ با برپایی مواکب و چادرها و ایستگاه های صلواتی به نیروهای امدادی چای و آب و غذا تعارف می کردند و این صحنه غرور آفرین مشارکت مردمی در پس غبار حزن آلود ریزش ساختمان متروپل یادآور حماسه مردم ایران به ویژه آبادانی ها، خرمشهری ها و مینوشهری های قهرمان در روزهای ۸ سال دفاع مقدس بود.



کار عکاسان در بحران ها نسبت به سایر اصحاب رسانه دشوارتر است
علی معرف -عکاس خبرگزاری ایرنا : آبادان شهر پدری من است و حوادث تاریخی قبلی برای من زنگ خطری بود که آنجا باشم تا یکی از روایت گران باشم .
ابتدا نمیدانستم حجم بحران متروپل چقدر است چراکه اطلاع رسانی اولیه ناقص بود و از طریق شبکه های مجازی متوجه اوج بحران شدم. از این رو در ابتدا به عنوان رسالت کار خبری آنجا حضور یافتم اما با اتفاقات و حواشی مردم آبادان وظیفه خود دانستم که ۱۱ روز بمانم تا همه لایه های این اتفاق دردناک را به تصویر بکشم .
در حوادث و بحران ها مردم همیشه واکنش خاص خودشان را نسبت به حضور اصحاب رسانه دارند اما عکاسان که درخط مقدم تهیه گزارشات تصویری از رویدادهای مختلف هستند، کارشان دشوارتر است و در هر لحظه یک فریم خاص خودشان را می گیرند .گاه در مراسم های تشییع ، خانواده های جانباختگان تمایل نداشتند عکاسان حضور داشته باشند که به شخصه احترام می گذاشتیم و عکاسی انجام نمی دادیم.
نبود کارت معتبر تردد رسانه یکی از مشکلاتی بود که با آن مواجه بودیم چراکه کارتی که هلال احمر صادر کرده بود در مواردی کارساز نبود و حضور نیروی انتظامی که آموزش لازم بحران ندیده بودند و فرق رسانه ها را با مردم عادی تشخیص نمی دادند باعث شد همواره دنبال خارج کردن خبرنگاران و عکاسان از محل حادثه باشند .
متروپل همش خاطره است . اما خاطره ای تلخ و غمناک . متروپل ، صداهای ناله های خانواده های جان باختگان ، صدای سنج و دمام و بوی جنازه ها ؛ را یاد آور می کند و اینکه فساد و زیاده خواهی یک روز خودش را نشان میدهد و بهای آن نابود کردن زندگی چند خانواده بی گناه دیگر است .

رسالت یک خبرنگار بیان واقعیت هاست
مریم زنگنه – خبرنگار پایگاه خبری دیدار نیوز : متاسفانه مسئولان جزئیات کامل حادثه را در اختیار خبرنگاران قرار نمی دادند و در این بین دیدگاه مردم نسبت به خبر و خبرنگار بد شده بوده چون آمار ضد ونقیض به گوش مردم می رسید .
روزی که برای پوشش خبری حادثه متروپل رفتم فکر نمیکردم حجم خدمت رسانی و کمک اینقدر زیاد باشد و با وجود گرمای زیاد و طاقت فرسا مردم همه جوره کمک کردند ،یادم می آید با یکی از آتشنشان ها که مصاحبه کردم گفتم از کدوم استان آمده اید ؟گفت تهران؟گفتم چرا با وجود این گرما حضور پیدا کردید؟جواب داد :ما مدیون مردم خوزستان هستیم
رسالت یک خبرنگار بیان واقعیت هاست و اینکه با قلمش در حل مشکلات جامعه نقش خود را ایفا کند.

عملکرد خوب خبرنگاران استانی باعث حضور مسئولان کشوری به محل حادثه شد
سروش یوسفی – خبرنگار ایلنا : روزهای اول وقوع حادثه متروپل به علت ناهماهنگیهایی که وجود داشت، اخبار ضد و نقیضی مخابره می شد و شیطنت های رسانه ای باعث شده بود مسئولان کمی نسبت به حضور خبرنگاران جبهه گیری کنند. حتی چندین بار جلوی دوستان خبرنگار و عکاس را گرفتند و از آنها کارت شناسایی خواستند تا مطمئن بشوند خبر برای رسانههای معتبر ارسال می شود . با گذشت زمان و سروسامان گرفتن میدان حادثه ،هم پاسخگویی و هم برخورد مسئولان حاضر در صحنه کمی بهتر شد .
مردم آبادان به خبرنگاران و عکاسان خیلی احترام می گذاشتند و مهمان نوازی آنها خیلی خوب بود، حتی وقتی می خواستند ما را صدا کنند به زبان خودی می گفتند داداش ، کاکا ، بعضی هم روحیه می دادند و دعای خیر برای ما می کردند. این حادثه خیلی تلخ بود و باید عمق فاجعه را به مرکز مخابره می کردیم و خوشبختانه عملکرد خوب خبرنگاران استانی باعث شد بسیاری از مسئولان کشوری به محل حادثه بیایند و برای رفع هرچه زودتر این مشکل چاره سازی کنند .


حضور خبرنگاران در حادثه متروپل برای حذف شایعات و اخبار ضد ونقیض یک ضرورت بود
سعید رضایی خبرنگار- خبرگزاری ایلنا : حادثه ساختمان متروپل از جمله حادثه هایی بود که در لحظات اولیه حادثه خبرهای ضد نقیص در فضای مجازی منتشر میشد در این راستا لازم بود رسانه ها با عملکرد حرفهای و حضور در میدان حادثه، فضا را برای ایجاد شایعات و تناقض گویی ببندد.
برخی از مسئولانی که در حادثه متروپل حضور داشتند، معتقد بودند به دلیل امکان بروز هرگونه حادثه جدید، نیاز به حضور تعداد زیاد خبرنگار در محل حادثه نیست و میتوانند اخبار را از روابط عمومی دستگاههایی که در محل حادثه حضور داشتند دریافت کنند، اما برخی نیز مشکلی با حضور رسانهها در محل حادثه نداشته و پاسخگوی سوالات آنها بودند.
یاد و خاطره جان باختگان حادثه متروپل و رشادتها و کمک های مردم شریف آبادان برای همیشه به یادگار خواهد ماند. رسانه ها باید به بیان مشکلات چنین سازه هایی در کشور بپردازند تا دیگر شاهد بروز چنین اتفاقات ناگواری در کشور نباشیم .
همانطور که می دانیم بخاطر سالروز شهادت «محمود صارمی» شهید عرصه خبر ، ۱۷ مرداد هر سال به عنوان روز خبرنگار نامگذاری شده است و حبرنگاران به راستی سمبل تعهد، وظیفه شناسی، دلسوزی، آگاهی بخشی و مطالبه گری هستند که حتی جانشان را برای روشنی بخشی و عینیت بخشیدن به “نون والقلم مایسطرون” در طبق اخلاص گذاشتهاندو زندگیشان پر از درد ها و رنج هایی است که مردم سرزمین برایشان به جای می گذارند . تلاشگران عرصه رسانه برای نشر حقیقت و واقعیتها از جانشان می گذرند تا همانند ابا عبداللله الحسین (ع) پیام آور حق و آزادگی و ادامه دهنده نهضت حسینی باشند و عظیم ترین تولید رسانه ای را در تاریخ جهان تا ابد به جای گذارند و چه بسیارند غیور مردان و آزاد زنانی که جان شیرین را در راه پاسداری از قلم حق نویس خود فدا کردهاند و نام آنان همواره بر تارک «حق گویی و آزاداندیشی» میدرخشد.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید