روسیه و ایران؛ پشت صحنه یک همگرایی چندلایه
جنگ تحمیل شده بر ایران از سوی آمریکا و رژیم اسرائیل، مناسبات و تعاملات ایران با کشورهای جهان و این کشورها با ایران را دچار تغییرات غیرقابل انکاری کرده است که نشانههای آن را میتوان در گفتار و اقدامات آنها مشاهده کرد. شماری از کشورها در نظام بینالملل، با نادیده گرفتن تجاوز نظامی صورت گرفته علیه ایران، یا کنار آمریکا ایستادهاند یا سکوت و بیتفاوتی در پیش گرفتهاند. گروه دیگر اما موضع مستقل و رفتار قانونی خود در قبال ایران را ادامه داده و حتی جدیتر از گذشته دنبال میکنند. روسیه هم به عنوان شریک راهبردی ایران در دسته کشورهای دوم قرار میگیرد.
سخنان اخیر ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه درباره ایران، تازهترین نشانه از تداوم حمایت سیاسی و دیپلماتیک مسکو از تهران در شرایط تشدید فشارهای آمریکا و غرب است؛ حمایتی که از مخالفت با اقدامات نظامی و تحریمی علیه ایران تا پشتیبانی از مواضع تهران در پرونده هستهای و استفاده از ظرفیت روسیه در نهادهای بینالمللی امتداد یافته است. با این حال، بررسی روابط تهران و مسکو نشان میدهد که کنشگری روسیه در قبال ایران را نمیتوان فقط به مخالفت مشترک با آمریکا تقلیل داد. مجموعهای از عوامل تاریخی، ژئوپلیتیکی، امنیتی و اقتصادی، این همکاری را شکل داده است.
از تریبون والدای تا شورای امنیت؛ مواضع عملی روسیه در حمایت از ایران
«ولادیمیر پوتین» رئیسجمهور روسیه پنجشنبه شب، نهم شهریور در نشست عمومی بیستوسومین اجلاس سالانه باشگاه بینالمللی گفتوگوهای «والدای»، در حالی به پرسشهای مجری نشست پاسخ داد که «ایران» یکی از مهمترین محورهای پرسشها و پاسخها از رئیسجمهور روسیه بود. پوتین در این نشست جهان را در برابر شجاعت، قهرمانی و پایداری مردم ایران شگفتزده توصیف کرد و ترور «علی لاریجانی» دبیر فقید شورای عالی امنیت ملی ایران به عنوان فردی آماده گفتوگو را اشتباه بزرگ دانست. تنگه هرمز، تحریمهای آمریکا و موضوع هستهای ایران، سه موضوعی بودند که رئیسجمهور روسیه، دیدگاه مسکو درباره آنها را به وضوح اعلام کرد:
۱- مسکو امیدوار است تنگه هرمز هرچه زودتر باز شود. روسیه با هرگونه تجاوز مخالف بوده و معتقد است همه مشکلات باید از راههای مسالمتآمیز و از طریق توافق حل شوند. امیدواریم تنگه نیز باز شود.
۲-تحریمهای ناعادلانه علیه ایران باید لغو شوند و لغو عادلانه محدودیتها علیه تهران، ضرورت اعمال هرگونه ممنوعیت بر تردد کشتیهای غیرنظامی در تنگه هرمز و منطقه دریای سرخ را بهطور کامل از میان خواهد برد.
۳-مسکو در تدوین برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) سهم قابل توجه داشت. پیشنهاد روسیه برای انتقال بخشی از اورانیوم غنیشده به خاک این کشور همچنان به قوت خود باقی است. پیشتر همه طرفها با این پیشنهاد موافق بودند، ولی سختتر شدن موضع ایالات متحده و درخواست واشنگتن برای انتقال مواد فقط به خاک آمریکا، با مخالفت قاطع مشابهی از سوی شرکای ایرانی روبهرو شد.
نزدیکی روابط میان تهران و مسکو را گرچه موارد اشاره شده در بالا گواهی میدهند اما واقعیت آن است که حتی چنین روابطی هم با محدودیتهای مختلفی روبرو بوده و هر دو کشور هم از این محدودیتها آگاه بوده و انتظارات از روابط را بر مبنای آن تعریف میکنند
حمایت رئیسجمهور روسیه از حقوق ایران، در رفتار نمایندگان مسکو در سازمانهای بینالمللی و رأی و اقدام دیپلماتیک در این نهادها هم نمود یافته است که تازهترین نمونه آن را میتوان وتوی قطعنامه تمدید ماموریت کمیته تحریمهای ایران از سوی روسیه (به همراه چین) در شورای امنیت دانست. پیش نویس قطعنامه ضد ایرانی آمریکا برای تمدید ماموریت «هیات کارشناسان» (PoE) کمیته ۱۷۳۷ شورای امنیت، ۲۶ شهریورماه ۱۴۰۵ (۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶) ذیل دستورکار «عدم اشاعه» مطرح شد و با وجود کسب ۱۱ رای مثبت با وتوی روسیه و چین تصویب نشد. در رای گیری برای این قطعنامه، در شورای امنیت ۱۵ عضوی، روسیه و چین رای منفی، سومالی و پاکستان رای ممتنع و ۱۱ عضو دیگر شورا رای مثبت دادند. کمیته تحریمهای ۱۷۳۷ بر اساس قطعنامه ۱۷۳۷ (۲۰۰۶) تشکیل شد و موظف بود هر ۹۰ روز یکبار به شورای امنیت گزارش ارائه کند.
قطعنامه ۲۲۳۱ (۲۰۱۵) تمامی قطعنامههای قبلی مربوط به تحریمهای ایران، از جمله قطعنامه ۱۷۳۷ (۲۰۰۶)، را به حالت تعلیق درآورد و در نتیجه، کمیته ۱۷۳۷ و الزام گزارشدهی آن عملا منحل و بلااثر شدند. با این حال تروییکای اروپا سال گذشته با وجود تمام بدعهدیهای خود در توافق برجام، مدعی بازگرداندن قطعنامهها علیه ایران با سازوکار موسوم به اسنپبک شدند. اقدامی که از همان ابتدا با مخالفت ایران، چین و روسیه همراه شد. روسیه همچنین از زمان آغاز محاصره دریایی ایران و اجرای طرح موسوم به طرد اقتصادی از سوی آمریکا علیه ایران، ضمن مخالفت صریح با آن، از همکاری در این زمینه خودداری کرده است.
این رویکرد روسیه، مورد استقبال طرف ایرانی قرار گرفته است و در تازهترین واکنش به اظهارات رئیسجمهور روسیه؛ «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست خبری روز یکشنبه ۱۲ مهرماه در پاسخ به پرسشی درباره روابط ایران و روسیه و هماهنگیهای دو کشور در موضوعات بینالمللی گفت: روابط ما با روسیه روابط بسیار خوبی است. ما هم بهصورت دوجانبه و هم در چارچوب سازمانهای بینالمللی، از جمله شورای امنیت و سازمان همکاری شانگهای، هماهنگیهای مستمری با روسیه داریم. موضع ما و روسیه در قبال بسیاری از تحولات بینالمللی یکسان و مشترک است؛ از جمله در مخالفت با یکجانبهگرایی و نظامیگری که جامعه بینالمللی با آن مواجه است.
وی ادامه داد: در رابطه با جنگ تحمیلی سوم، موضع روسیه ارزشمند و بسیار مهم بود. روسیه این تجاوز نظامی را محکوم کرد و در سطح شورای امنیت نیز شاهد همکاریهای خوبی از سوی روسیه بودیم. در رابطه با موضوع هستهای هم ما با روسیه همیشه در مشورت بودهایم و هر تحولی که اتفاق بیفتد، حتماً هم با روسیه و هم با چین، بهعنوان دو عضو اثرگذار شورای امنیت و دو کشوری که رابطه بسیار خوبی با آنها داریم، هماهنگ عمل خواهیم کرد.
چرا مسکو به تهران نزدیک شده است؟
در بررسی نزدیکی مواضع مسکو به تهران، میتوان چند دسته از عوامل را به عنوان مهمترین دلایل حمایتهای گذشته و کنونی برشمرد:
۱-همسایگی و جغرافیای مشترک: قدمت همسایگی و روابط میان تهران و مسکو از تاریخ ایالات متحده آمریکا بسیار بیشتر است، ایران و روسیه دو کشور همسایه و نه لزوما متحد طبیعی، در حوزه خزر هستند با روابط تاریخی بسیار پیچیده و پر از فراز و نشیبهای متعدد. بر همین مبنا امنیت قفقاز، آسیای مرکزی، دریای خزر و خاورمیانه به عنوان محیط پیرامونی دو کشور بر منافع هر دو تاثیرات مستقیم دارد. مسکو در تعریف خود از ایران، آن را فقط کشوری همسایه در جنوب خود نمیبیند، بلکه تهران، اگر نگوییم مهمترین، یکی از مهمترین بازیگران محیط امنیتی روسیه و از اصلیترین مسیرهای ارتباطی مسکو با خلیجفارس، اقیانوس هند و جنوب غرب و شرق آسیاست. درک این اهمیت بوده که یکی از مهمترین پروژههای ترانزیتی میان دو کشور را شکل داده است. «کریدور بینالمللی حملونقل شمال ـ جنوب» کریدوری است که روسیه را از مسیر ایران به هند و دیگر بازارهای جنوب متصل میکند.
۲-تاکیدات توافق جامع راهبردی: روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری فدرال روسیه از دی ماه سال ۱۴۰۳ با امضای «معاهده مشارکت جامع راهبردی»، از سوی روسای جمهور دو کشور، در چارچوبی منجسمتر پیگیری شد. معاهدهای ۴۷ مادهای که با تکیه بر پیوندهای عمیق تاریخی بین مردم ایران و روسیه، پیوندهای مستحکم حسن همجواری و فرصتهای گسترده همکاری در زمینههای سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، بشردوستانه، علمی، فنی و سایر زمینهها، با در نظر گرفتن نیاز به تقویت بیشتر همکاریها به نفع صلح و امنیت در سطوح منطقهای و جهانی، با تمایل به مشارکت در فرآیند عینی شکلگیری یک نظم جهانی جدید چندقطبی عادلانه و پایدار امضا شد. این معاهده همکاریهای تهران و مسکو را در حوزههای سیاسی و دیپلماتیک، امنیت و دفاع، همکاری نظامی و فنی، مبارزه با تروریسم و جرایم سازمانیافته، انرژی و انرژی هستهای صلحآمیز، تجارت و سرمایهگذاری، حملونقل و زیرساخت، همکاری بانکی و مالی، علمی و فناوری و آموزشی، همکاری در سازمانهای منطقهای و بینالمللی.
قدمت همسایگی و روابط میان تهران و مسکو از تاریخ ایالات متحده آمریکا بسیار بیشتر است، ایران و روسیه دو کشور همسایه و نه لزوما متحد طبیعی، در حوزه خزر هستند با روابط تاریخی بسیار پیچیده و پر از فراز و نشیبهای متعدد.
بندهای سه و چهار ماده ۱۹ این معاهده را میتوان مبنای رویکرد اخیر مسکو در قبال تحریمهای آمریکا علیه ایران ارزیابی کرد. بر اساس این بند، در صورتی که اقدامات قهرآمیز یک جانبهای از سوی هر طرف ثالثی علیه یکی از طرفهای متعاهد اعمال گردد، طرفهای متعاهد برای کاهش خطرات، حذف یا به حداقل رساندن تأثیر مستقیم و غیرمستقیم چنین اقداماتی، تلاشهایی عملی را به کار خواهند گرفت و از الحاق به اقدامات یکجانبه قهرآمیز هر طرف ثالث یا حمایت از چنین اقداماتی از سوی طرف ثالث، خودداری خواهند کرد. طرفهای متعاهد همچنین گامهایی را جهت محدودسازی انتشار اطلاعاتی که ممکن است توسط چنین طرف ثالثی برای اعمال و تشدید اینگونه اقدامات استفاده شود، مبادرت خواهند ورزید. معاهده ایران و روسیه بر اساس خواست و تاکید دو کشور تعهد متقابلی برای اعزام نیرو یا ارائه کمک نظامی در صورت حمله به یکی از طرفین ایجاد نمیکند و ماده مربوط به تجاوز، عمدتاً بر این اصل متمرکز است که طرف مقابل نباید به متجاوز کمک نظامی یا کمکی که به ادامه تجاوز منجر شود، انجام دهد.
۳-چندجانبهگرایی و نهادهای مشترک: مشارکت جامع راهبردی میان ایران و روسیه اتحاد دفاعی نیست اما مسیری روشن برای روابطی است که هر دو در برابر فشار غرب و یکجانبهگرایی آمریکا قرار دارند و مقابله با این نظم مبتنی بر خواست غرب را به عنوان یکی از اولویتهای سیاست خارجی خود تعریف کردهاند. همگرایی مسکو با تهران را مفهومی به نام چندجانبهگرایی عمیقتر میکند، جایی که درک مشترک از تبعات و آسیبهای نظم هژمون آمریکا، دو کشور را در مسیر تقویت ساختارهای چندجانبه و افزایش نقش قدرتهای غیرغربی در نظام بینالملل سوق داده است. ایران از سال ۲۰۲۳ عضو سازمان همکاری شانگهای و از سال ۲۰۲۴ عضو بریکس است، دو نهادی که روسیه، عضو اصلی آنهاست و تعریف تازهای از نظم در نظام بینالملل از مهمترین اهداف این سازمانها به شمار میرود.
۴-تحریم؛ تجربه مشترک دو کشور: تاکید رئیسجمهور روسیه بر پایان دادن به تحریمهای ناعادلانه آمریکا علیه ایران، گرچه در راستای همراهی با تهران است اما میتوان تجربه تحریم مسکو از سوی آمریکا و اروپا را هم از مهمترین دلایل اتخاذ چنین موضعی از سوی پوتین دانست. روسیه پس از جنگ اوکراین با مجموعه گستردهای از تحریمهای غرب مواجه شده و ایران نیز سالهاست تحت تحریمهای آمریکا قرار دارد. همین تجربه مشترک، زمینه همکاری در حوزههایی مانند نظامهای پرداخت، استفاده از ارزهای ملی، تجارت و سازوکارهای کاهش اثر تحریمها را ایجاد کرده است. در معاهده ۲۰۲۵ نیز موضوع کاهش آثار اقدامات قهری یکجانبه بر روابط اقتصادی دو کشور بهصراحت مورد توجه قرار گرفته و به عاملی برای همگرایی اقتصادی و نهادی میان دو کشور هم تبدیل شده است.
ماهیت نامتقارن روابط ایران و روسیه و الزامات آن
نزدیکی روابط میان تهران و مسکو را گرچه موارد اشاره شده در بالا گواهی میدهند اما واقعیت آن است که حتی چنین روابطی هم با محدودیتهای مختلفی روبرو بوده و هر دو کشور هم از این محدودیتها آگاه بوده و انتظارات از روابط را بر مبنای آن تعریف میکنند. واقعیت آن است که روسیه امروز در جنگی فراگیر و طولانی با اوکراین قرار دارد و از اینرو، رفتارها، اقدامات و تصمیمهای این کشور در رابطه با پروندههای متنوع از جمله تعامل با ایران را باید از دریچه این واقعیت نگریست و مورد ارزیابی قرار داد.
به همین دلیل است که «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه پیشین ایران در تحلیل روابط ایران و روسیه تاکید میکند: «این روابط به دلیل تفاوت جایگاه جهانی و توان مادی دو کشور، ماهیتی نامتقارن دارد و باید از طریق همکاریهای راهبردی و موضوعی، غیرامنیتیسازی مناسبات و شناخت منافع و نگرانیهای دو طرف مدیریت شود. برای فهم رفتار روسیه باید جایگاه آن به عنوان یک قدرت بزرگ، دکترین ثبات راهبردی و موازنه هستهای با آمریکا و همچنین حساسیت آن نسبت به حوزه نفوذش در آسیای مرکزی و قفقاز را در نظر گرفت. انتظار همراهی همهجانبه و نامشروط از روسیه یا چین با منطق قدرتهای بزرگ سازگار نیست. تجربه قطعنامههای فصل هفتم علیه ایران در دهه ۱۳۸۰ نیز نشان داده است که مسکو و پکن الزامات و منافع خود را فدای رابطه با تهران نمیکنند».
کنشگری روسیه در قبال ایران، در حالی پویاتر از گذشته در حال انجام است که این رویکرد برآیندی از متغییرهای متنوعی است که در روابط دو کشور وجود دارد؛ مهمترین این متغییرها، مخالفت با یکجانبهگرایی آمریکا، حفظ نقش روسیه بهعنوان یک قدرت موثر در خاورمیانه و اوراسیا، منافع و ضرورتهای ژئوپلیتیکی ناشی از همسایگی، همکاریهای اقتصادی و ترانزیتی و تجربه مشترک تحریم هستند که مسکو را به عنوان بازیگری موثر در روند تحولات نشان میدهد؛ بازیگری که با وجود درگیری در جنگ اوکراین و فشارهای گسترده آمریکا و اروپا، از ظرفیتهای دیپلماتیک خود در نهادهای بینالمللی از یکسو و از ظرفیتهای اقتصادی و ژئوپلتیک خود از سوی دیگر برای مقابله با تحریمهای یکجانبه و غیرقانونی آمریکا علیه ایران بهره میگیرد.


هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید