فرازو نشیب یکسال روابط ایران و لبنان؛ بحرانهای همزمان و حسن نیتی که از سوی بیروت دیده نشد
امروز لبنان و ایران هر دو با یک تجاوز گسترده به تمامیت ارضی و حاکمیت سرزمینی خود مواجه هستند؛ چرا که همزمان با تجاوز نظامی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه ایران و شهادت آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، حزبالله لبنان نیز تصمیم گرفت به پانزده ماه سکوت در برابر نقض مکرر آتشبس از سوی اسرائیل پایان دهد و برای دفاع از لبنان بار دیگر وارد صحنه نبرد علیه متجاوز صهیونیست شود.
با این حال، در این میان روابط میان دولتهای ایران و لبنان با توجه به رویکرد دولتمردان لبنانی به مسئله تجاوز اسرائیل چه به ایران و چه به لبنان، بار دیگر وارد فضای تند شده است؛ چرا که این بار نیز بیروت تلاش دارد تا با نادیده گرفتن اصل تجاوز که موجب واکنش حزبالله شده، بار دیگر این حزب را به تبعیت از تهران متهم کند و همزمان تجاوز نظامی علیه ایران را نادیده بگیرد و همسو با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، ایران را به نقض حاکمیت کشورهای منطقه متهم نماید.
در همین چارچوب، وزارت امور خارجه و مهاجرین لبنان در تازهترین اقدام خود، روز گذشته (سهشنبه ۴ فروردینماه) با «عنصر نامطلوب» نامیدن محمدرضا رئوف شیبانی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در بیروت، از وی خواست تا حداکثر تا روز یکشنبه ۲۹ مارس (۹ فروردین) این کشور را ترک کند. این وزارتخانه همچنین ساعتی پس از اعلام این خبر، در بیانیهای اعلام کرد: «تصمیم لغو پذیرش استوارنامه محمدرضا رئوف شیبانی، سفیر ایران در بیروت با استناد به ماده نهم معاهده وین در خصوص روابط دیپلماتیک انجام شده و به معنای قطع روابط دیپلماتیک با ایران نیست.» وزارتخانه لبنان در ادامه این بیانیه، با استناد به ماده ۴۱ معاهده مذکور مدعی شده است که این تصمیم به دلیل آنچه اظهارات مداخلهجویانه سفیر ایران در امور داخلی لبنان نامیده شده و همچنین دیدارهایی با طرفهای غیررسمی بدون اطلاع وزارت خارجه، گرفته شده است.
در ادامه این بیانیه آمده است: «وزارت خارجه لبنان همواره به دنبال بهترین روابط دوستانه با ایران و کشورهای دیگر است؛ روابطی که بر اساس احترام متقابل و عدم دخالت در امور دیگران باشد.»
این تنش تازه در حالی رخ داده که مرور یکساله روابط دو کشور نشان میدهد از زمان برقراری آتشبس ناپایدار نوامبر ۲۰۲۴ تا کنون، بیروت بارها تحت فشارهای خارجی و داخلی، سیاست فاصلهگرفتن از تهران را در پیش گرفته است. دولت لبنان در طول این دوره، علیرغم حسن نیت ایران و تلاشی که برای رفع آنچه سوءتفاهمهای میان دو دولت از آنها یاد شده است، صورت داد، با تکرار ادعاهای خود، در راستای منویات واشنگتن قدم برداشته و حاضر به انجام اقدامی مثبت در این حوزه نشده است.
این رویکرد در حالی تشدید شده که همزمان با تشدید نقض آتشبس توسط رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان که طبق گزارشهای یونیفیل بیش از ۱۵ هزار مورد ثبت شده، مقامات لبنانی ترجیح دادند سکوت اختیار کنند و حتی در مجامع بینالمللی، ایران را به «دخالت در امور داخلی» متهم نمایند.
در نتیجه این سیاست دوگانه، روابط دیپلماتیک و اقتصادی ایران و لبنان در طول یک سال گذشته به پایینترین سطح خود در سالهای اخیر رسیده است، تا جایی که سفرهای چندینباره شهید علی لاریجانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی و سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه به بیروت هیچکدام با اقدام متقابل مقامات لبنانی همراه نشد.
این در حالی است که افکار عمومی لبنان و ایران، به ویژه پس از شهادت رهبر انقلاب و بازگشت حزبالله به میدان، انتظار همبستگی بیشتری داشتند؛ اما رویکرد دولتمردان لبنانی نه تنها این انتظار را برآورده نکرده، بلکه با همسویی با موضع کشورهای عربی خلیج فارس، عملاً در راستای انزوا کشاندن تهران و تضعیف جبهه مقاومت دامن زده و آینده روابط دو کشور را در ابهام قرار داده است.
سفر کوتاه و فشرده عراقچی به بیروت؛ حسننیتی که از سوی لبنان مورد استقبال واقع نشد
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ و پس از هفتهها مناظره، تبادل پیام و کشاکش لفظی دیپلماتیک با یوسف رجی، همتای لبنانیاش، در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی، در رأس هیئت سیاسی-اقتصادی شامل سخنگوی وزارت امور خارجه و معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت خارجه و دیگر کارشناسان، وارد بیروت شد. این سفر دو روزه با تمرکز ویژه بر ظرفیتهای اقتصادی، نخستین دیدار رسمی با عامر البساط، وزیر اقتصاد و تجارت لبنان را در بر داشت که در آن بر گسترش تجارت دوجانبه تأکید شد. عراقچی در این دیدار اعلام کرد که ایران به دنبال «گسترش همهجانبه روابط با کل دولت لبنان» است و تجارت فعلی که از ۱۱۰ میلیون دلار در سال گذشته رشد قابلتوجهی داشته، تنها نقطه آغاز همکاریهای بیشتر در حوزههای تجاری، سرمایهگذاری و تبادلات اقتصادی است. این رایزنیها، که با حضور حمید قنبری، معاون دیپلماسی اقتصادی همراه بود، به عنوان نشانهای از حسن نیت تهران برای تقویت پیوندهای دولت با دولت تفسیر شده و گامی عملی در جهت رفع سوءتفاهمات منطقهای بود.
در ادامه سفر، عراقچی با مقامات ارشد لبنانی از جمله نواف سلام، نخستوزیر؛ جوزف عون، رئیسجمهور؛ یوسف رجی، وزیر امور خارجه؛ نبیه بری، رئیس مجلس؛ عبداللطیف دریان، مفتی لبنان و شیخ علی الخطیب، نایب رئیس شورای عالی شیعیان دیدار و گفتوگو کرد. وی همچنین با شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان ملاقات داشت و بر همکاری این گروه با دولت و ارتش لبنان برای اخراج اشغالگران، توقف تجاوزات و بازسازی کشور تأکید ورزید. این دیدارهای جامع، که از روز نخست با استقبال نماینده رئیس پارلمان آغاز شد، نشاندهنده عزم تهران برای حفظ کانالهای دیپلماتیک و رایزنی نزدیک با همه اجزای سیاسی لبنان در شرایط حساس منطقهای بود.
واکنشهای رسانهای به این سفر متنوع اما معنادار بود؛ بسیاری از رسانهها آن را «گام بلندی برای اعتمادسازی و ارتقای روابط دولت با دولت» توصیف کردند و بر جنبه اقتصادی و حسن نیت تهران برای دفع سوءتفاهمات تأکید ورزیدند. در مقابل، برخی رسانههای لبنانی سفر را «غیرمنتظره» خواندند و حتی سطح استقبال از رئیس دستگاه دیپلماسی ایران را زیر سؤال بردند، هرچند همه دیدارهای برنامهریزیشده با موفقیت برگزار شد تا جایی که خشم رهبر حزب کتائب را نسبت به پذیرش این دیپلمات ایرانی از سوی همه سطوح دولت به همراه داشت. این بازتابها در مجموع، ابتکار تهران را در مسیر تقویت پیوندهای رسمی و اقتصادی برجسته ساخت و میتوانست زمینهای برای ادامه گفتگوهای سازنده فراهم آورد.
ماههای پرفراز و نشیب در روابط ایران و لبنان؛ شایعات، تنش و فرصت گفتوگو
ماههای پیش از سفر وزیر امور خارجه ایران به لبنان، با تحولات گوناگونی در روابط تهران و بیروت همراه بود. یوسف رجی، وزیر امور خارجه لبنان در یک برنامه تلویزیونی درباره «نبود خط قرمز و تابو در مذاکراتی که به نفع مردم لبنان باشد» سخن گفت و از همتای ایرانی خود برای دیدار در کشوری بیطرف دعوت کرد.
در مقابل، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر اصل عدم مداخله در امور داخلی لبنان، از آمادگی تهران برای هرگونه گفتوگو با هدف تقویت روابط دوجانبه سخن گفت و ضمن رد ضرورت کشور ثالث، از همتای لبنانی خود برای سفر به تهران دعوت کرد؛ موضعی که با واکنش تند رجی و اشاره غیرمستقیم او به سخنان علیاکبر ولایتی، وزیر امور خارجه پیشین ایران درباره جایگاه حزبالله در لبنان همراه شد و بار دیگر موضوع حساس نقش بازیگران خارجی و مسئله خلع سلاح حزبالله را به متن منازعه سیاسی و رسانهای دو طرف بازگرداند.
در ادامه این کشاکش دیپلماتیک، عراقچی با ارسال پیام رسمی بر حمایت ایران از حاکمیت، وحدت ملی و امنیت لبنان، بهویژه در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی، تأکید کرد و در عین حال، در واکنش به رد دعوت تهران از سوی وزیر خارجه لبنان، ضمن ابراز شگفتی، آمادگی خود را برای سفر به بیروت اعلام نمود؛ موضعی که عراقچی آن را اراده تهران برای گشودن «فصلی جدید» در روابط با لبنان نامید.
در طول این زمان، مواضع تند وزیر امور خارجه لبنان و طرح اتهام دخالت ایران در امور داخلی این کشور، تنشها را وارد فاز رسانهای و سیاسی تازهای کرد. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه و اسماعیل بقائی، سخنگوی دستگاه دیپلماسی بارها در واکنش به این اتهامات که با هدف انداختن توپ موضوع داخلی «خلع سلاح مقاومت» به زمین تهران صورت میگیرد، بر موضع اصولی تهران مبنی بر عدم مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر از جمله لبنان تأکید کردهاند. وزیر امور خارجه همچنین بر این گزاره نیز بارها تأکید کرده است که حزبالله قادر است در خصوص آنچه به این گروه اختصاص دارد تصمیمگیری کند. عراقچی همچنین در مصاحبه با ایرنا گفت: «ما دیدگاههای خودمان را از جمله در خصوص سلاح مقاومت بیان کردهایم، دیدگاه ما کاملاً مشخص است که سلاح مقاومت، به لبنان و نه جای دیگری اختصاص دارد.»
همچنین در این میان و همزمان با اعلام رئیس دستگاه دیپلماسی ایران مبنی بر تمایل برای سفر به لبنان که با آغاز مأموریت سفیر جدید این کشور در ایران و اعلام پایان مأموریت مجتبی امانی، سفیر ایران در لبنان و انتخاب محمدرضا رئوف شیبانی از سوی ایران همراه بود، برخی اخبار حکایت از آن داشت که وزارت امور خارجه لبنان در صدد سنگاندازی در مسیر آغاز مأموریت سفیر جدید ایران در بیروت است. هرچند تهران تلاش کرد تا با عدم ایجاد حساسیت، اجازه دهد تا بیروت در زمانی که خود تعیین کرده سفیر ایران را بپذیرد، اما این روند تا جایی به تأخیر افتاد که رئوف شیبانی در روز نهم اسفندماه و همزمان با آغاز تجاوز نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران، کار خود را در بیروت آغاز کرد.
تنشها و فرصتهای پیشرو؛ چالشها و پتانسیلهای روابط ایران و لبنان در بحبوحه بحرانها
روابط ایران و لبنان در شرایط حساس کنونی با مجموعهای از چالشها و فرصتهای پیچیده مواجه است. در حالی که هر دو کشور در مواجهه با تجاوزات خارجی قرار دارند، دولت لبنان در تلاش است تا مسیر خود را بهویژه در قبال ایران از دیدگاههای منطقهای و داخلی مشخص کند. سیاستهای دوگانهای که لبنان در مواجهه با مسائل ایران اتخاذ کرده، موجب کاهش همبستگیهای عمومی و دولتی میان دو کشور شده و در نتیجه روابط دیپلماتیک به پایینترین سطح خود رسیده است.
در این وضعیت، ایران همچنان بر حسننیت خود تأکید دارد و از همه ظرفیتهای دیپلماتیک برای حفظ روابط با لبنان استفاده میکند، اما گفتمان منفی برخی مقامات لبنانی و همسویی با کشورهای عربی خلیج فارس، این تلاشها را با چالشهای جدی مواجه کرده است. در نهایت، به نظر میرسد که با توجه به فشارهای خارجی و حساسیتهای داخلی، دولت لبنان نیازمند یک رویکرد متوازنتر در سیاستگذاری خود است که همبستگی با ایران و حفظ استقلال ملی لبنان را در شرایط بحرانی اولویت قرار دهد. در غیر این صورت، روابط دو کشور بیشتر به سمت سردی و انزوای دوجانبه پیش خواهد رفت.


هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید