نخستین فلوشیپ رسمی ایران؛ تجربهای ناتمام از نشر بینالملل/ هیچ مدرکی نداریم
نخستین فلوشیپ (نشریاری) تهران همزمان با سیوششمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در اردیبهشت ۱۴۰۴ برگزار شد. بعد از گذشت پنج ماه از زمان برگزاری این رویداد فرهنگی، هنوز برخی ناشران و کارگزاریهای ادبی که در آن شرکت کردند و موفق به تبادل حق مالکیت فکری کتاب با فعالان حوزه نشر در دیگر کشورها شدند، نتوانستند از تسهیلات دولتی مانند گرنت استفاده کنند. همچنین شرکتکنندگان در این رویداد ادبی هیچ سندی از توافقها و تبادل حق مالکیت فکری کتابها ندارند، این اسناد باید توسط برگزارکنندگان فلوشیپ به شرکتکنندگان ارائه شود.
رضا حاجیآبادی مدیر انتشارات بینالمللی هزاره ققنوس، که پیش از این در فلوشیپ کشورهای مختلف شرکت کرده است، در گفتوگو با ایرنا نشریاری تهران را در سه منظر پیش از برگزاری، زمان اجرا و پش از برگزاری مورد بررسی قرارداد. در ادامه متن مصاحبه با این فعال فرهنگی منتشر شده است.
فلوشیپ تهران نقاط ضعف و قدرت داشت
نخستین فلوشیپ (نشریاری) تهران را که همزمان با سیوششمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران برگزار شد، چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر بخواهیم این فلوشیپ را بررسی کنیم، باید دیدگاه علمی داشته باشیم و این رویداد را در سه منظر پیش، هنگام و پس از برگزاری مورد بررسی قرار بدهیم. یعنی بررسی کنیم، قبل از آن چه کارهایی انجام دادیم تا این رویداد برگزار شود. اینکه در حین رویداد چه کارهایی انجام دادیم و همچنین بعد از برگزاری فلوشیپ اقداماتی چه اقداماتی برای ارزیابی آن انجام شد؟ آیا نگاه کردیم که برگزاری این رویداد ادبی چه تاثیری بر روند نشر بینالملل ایران داشت؟
اگر از این سه منظر به فلوشیپ تهران نگاه کنیم نقاط ضعف و قدرت داشته است. گاهی میتوان گفت با شکست مواجه شده و گاهی هم موفقیتآمیز بوده است. هیچوقت نمیتوان درباره یک مسئله نظر کلی داد و گفت که این رویداد ادبی ناموفق یا موفق بود.
این دوره نخستین فلوشیپ رسمی ایران برگزار شد. متولی اصلی دبیرخانه گرنت، خانه کتاب و ادبیات ایران بود و پیمانکاران آن هم انجمن ناشران کودکونوجوان و یک آژانس ادبی ترکیهای بود، یعنی فلوشیپ تهران در نخستین دوره به کتابهای کودکونوجوان اختصاص داشت. همان زمان هم اعلام کردم که فلوشیپ برای همه حوزههای ادبی است و اینکه این رویداد را به شکل اختصاصی برای کتابهای کودکونوجوان در نظر بگیریم، فرصتی است که از خود دریغ کردیم و این نظر من قبل و بعد از برگزاری فلوشیپ بود.
مهمترین مسئله در برگزاری فلوشیپ داشتن ارتباط است
آیا دیگر کشورها وقتی فلوشیپ برگزار میکنند، همه حوزهها را در نظر میگیرند یا روی یک حوزه تمرکز دارند؟
فلوشیپ کره جنوبی، آلمان، چین، آستانه در قزاقستان، ترکیه و شارجه فعالیت خود را به یک حوزه محدود نکرده است
وقتی به فلوشیپ کره جنوبی، آلمان، چین، آستانه در قزاقستان، ترکیه و شارجه نگاه میکنید، میبینید هیچکدام دنبال اینکه الگوی خاصی داشته باشند و فعالیت خود را به یک حوزه محدود کنند، نبوده است. برای مثال در شارجه میگفتند کتابهای عربی برای آنها اولویت دارد. در استانبول میگفتند که کتابهای ترکی برای آنها اولویت دارد.
از طرفی تا جایی که مطلع هستم فقط یک نفر در انجمن ناشران و نویسندگان کودکونوجوان سابقه حضور در نمایشگاه و فلوشیپهای بینالمللی را داشت. بقیه افرادی بودند که هیچ سابقهای در حوزه گرنت، حق مالکیت فکری و برگزاری فلوشیپ نداشتند یعنی هیچ ارتباطی با فعالان این حوزه نداشتند، درحالیکه مهمترین مسئله در برگزاری این رویداد داشتن ارتباط است. آژانس ادبی «اینتروتما» به همین دلیل در برگزاری فلوشیپ ترکیه قوی است، این کارگزاری ادبی بانک جامعی از ناشران و کارگزاران ادبی دارد و با آنها ارتباط گرفته است؛ اما انجمن ناشران کودکونوجوان چنین اطلاعاتی نداشتند.
ناشران و کارگزاریهای ادبی دیگر کشورها با نشر ایران آشنا شدند
در حین برگزاری فلوشیپ این رویداد را چگونه دیدید؟
ما از جمله فلوشیپهایی بودیم که در حاشیه نمایشگاه کتاب برگزار شد. هر چند اخبار و اتفاقات نمایشگاه، فلوشیپ را تحت تاثیر قرارداد، اما از طرف دیگر این امر خوب بود؛ زیرا ناشران و کارگزاریهای ادبی دیگر کشورها که در فلوشیپ شرکت کرده بودند با نشر ایران آشنا میشدند. ولی معمولاً فلوشیپها را چند روز قبل یا بعد نمایشگاه یا در زمانی غیر از نمایشگاه برگزار میکنند. در آلمان فلوشیپ و نمایشگاه کتاب همزمان برگزار میشود اما تعداد افراد شرکتکننده در آن محدود است.
تنها مدرکی که از این فعالیت برایم باقی مانده چندعکس از فرم تکمیل شده تبادل رایت و نیز عکسهایی بود که با مدیران نشر و مدیران آژانسهای ادبی گرفتم
در برگزاری نخستین فلوشیپ تهران تا حدودی استانداردهای لازم رعایت شده بود، اما اگر بخواهیم درباره بحث فیزیکی فلوشیپ مانند چینش میزها و اطلاعرسانی توضیح بدهم، باز هم فکر میکنم این نظم به دلیل درایت آژانس ادبی اینتروتما و یکی از مسئولان بود و خیلی ارتباطی به کارفرما و انجمن ناشران کودکونوجوان نداشت.
در این رویداد روشهایی که برای عقد قرارداد و پیشقراردادها در نظر گرفته شده است، رعایت نشد. در همه فلوشیپها استانداردهایی وجود دارد که معمولاً یک اپلیکیشن تحت وب وجود دارد که فرد شرکتکننده در نشریاری به عنوان خریدار یا فروشنده حق مالکیت فکری از آن استفاده میکند. فرد میتواند از طریق این اپلیکیشن، روند تبادل حق مالکیت فکری را پیگیری کند.
در نخستین فلوشیپ تهران توانستم امتیاز ۱۱ عنوان کتاب را به ناشران خارجی بفروشم؛ اما تنها مدرکی که از این فعالیت برایم باقی مانده چندعکس از فرم تکمیل شده تبادل رایت و نیز عکسهایی بود که با مدیران نشر و مدیران آژانسهای ادبی گرفتم.
هیچ رسیدی مبنی بر تبادل حق مالکیت فکری کتابها به شرکتکنندگان فلوشیپ داده نشد
مسئولان برگزاری فلوشیپ باید این سند را به شرکتکنندگان بدهند؟
بله، بعد از فلوشیپ هیچ سند و رسیدی مبنی بر تبادل حق مالکیت فکری کتابها به ناشران و کارگزاران شرکتکننده داده نشد؛ مگر آنهای که مثل من تدبیر کرده و از فرمها عکس گرفته بودند.
به طور معمول در کنار فلوشیپ پیشنهاد گرنت (همان کمکهزینه ترجمه که از سوی دولت به ناشران خارجی که کتابهای ایرانی را ترجمه و منتشر میکنند پرداخت میشود) وجود داد که آن را مسئولان فلوشیپ در اختیار ناشران و آژانسهای ادبی خارجی قرار میدهند. اگر تسهیلات گرنت وجود نداشته باشد، چه دلیل دارد که ناشران خارجی به ایران بیایند؟
انتخاب کتاب برای معرفی به دیگر کشورها هم به شکل سیاسی و با رویکرد خاصی انجام میشود که معمولاً درست نیست
یادمان باشد، اگر برای مثال من بخواهم با هزینه خودم کتابی از یک کشور را انتخاب، ترجمه و منتشر کنم، معمولاً کتابی را جز آنچه دولت آنها معرفی کرده است انتخاب خواهم کرد، یعنی کتابی را که با استانداردهایم هماهنگ باشد، انتخاب میکنم. در ایران هم همینطور است. وقتی ناشر خارجی به ایران میآید و به او اعلام میکنیم که از کتابهایی که در حوزههای خاص نوشته شدهاند، حمایت میکنیم. در واقع ترجمه و انتشار آن کتاب انتخاب ناشر نیست و انتخابش به اعتبار کمکهزینه است که ترجمه و انتشار آن کتاب را قبول میکند؛ در چنین شرایطی اگر کمکهزینه نباشد هیچوقت آن کتاب را برای ترجمه انتخاب نخواهد کرد.
با این حساب ما نباید این روند را به عنوان عملکرد فراتر از انتظار دولت بدانیم و مثلاً اعلام کنیم که فلان نویسنده حوزه دینی مثلاً بهخاطر حضورش با هزینه دولت در نمایشگاههای مختلف، یک نویسنده بینالمللی و معروف در جهان است؛ زیرا مسئولان معمولاً نویسندهای را انتخاب میکنند و او را با خود به نمایشگاههای خارجی میبرند که از سوی نهادهایی خاص تایید و توصیه شده باشد؛ این قبیل اقداماتِ کاملاً دولتی و تبلیغاتی، هیچ تاثیری بر نشر ایران و معرفی نشر این کشور نخواهد داشت و گاهی حتی به اعتبار نشر ایران ضرر میزنند. این کار کاملاً دولتی و تبلیغ رسانهای دولتی است و تاثیری بر معرفی ادبیات نمیگذارد، زیرا ادبیات ما منحصر به یک حوزه خاص نیست.
چرا نباید رمان «زمین سوخته» نوشته احمد محمود به عنوان یکی از نخستین آثار با موضوع دفاع مقدس، معرفی شود؟ حتی انتخاب کتاب برای معرفی به دیگر کشورها هم به شکل سیاسی و با رویکرد خاصی انجام میشود که معمولاً درست نیست. من فکر میکنم مخاطب خارجی دنبال کتابهایی است که بر اساس واقعیت نوشته شده باشد و نه آثار شعارزده.
آژانسهای ادبی خودخوانده به اعتبار نشر ایران ضربه میزنند
بعد از فلوشیپ شرایط چطور بود؟ آیا اقداماتی برای ارزیابی این رویداد ادبی انجام شده است؟
باید به این سؤالها پاسخ داد: آیا تأثیر حضور ناشران خارجی بر نشر ایران مورد ارزیابی قرار گرفت؟ آیا کتابهایی که انتخاب کردند منتشر شد؟ آیا این ناشران در دوره بعد هم برای شرکت در دومین فلوشیپ تهران به ایران میآیند؟ آیا اعتبار ناشران ایرانی و کارگزاریهای ادبی ما که به واسطه وزارت ارشاد ایران در این فلوشیپ شرکت کردند، زیر سؤال نرفت؟ تصور من این است که ناشران خارجی شرکتکننده در فلوشیپ تهران احساس میکنند برای کتابهایی که حق مالکیت آنها را تبادل کردند، هیچ تسهیلاتی دریافت نخواهندکرد. نظر ناشران و کارگزاران ادبی شرکتکننده در هنگام برگزاری این رویداد ادبی مطلوب بود. اما بعد از برگزاری اکثر قریب بهاتفاق آنها فقط منتظر تسهیلات هستند، تسهیلاتی که تا به امروز به آنها تعلق نگرفته است.
ناشران خارجی شرکتکننده در فلوشیپ تهران احساس میکنند برای کتابهایی که حق مالکیت آنها را تبادل کردند، هیچ تسهیلاتی دریافت نخواهندکرد
ما گاهی کاری را نصفه انجام میدهیم درست است که بخشهایی از آن را خوب انجام دادیم اما به این دلیل که نصفهونیمه مانده است، تأثیر سو میگذارد.
در ارزیابی من به عنوان ناشر بینالمللی و همچنین تنها کارگزاری رسمی ایران که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز گرفته است، فرایند پس از برگزاری این رویداد خیلی مناسب و تاثیرگذار نبوده است. میدانید که در ایران تعدادی آژانس خودخوانده داریم که به اعتبار نشر ایران ضربه میزنند. به نظر میرسد باید آژانسهای ادبی ایرانی هم سروشکل و نظم و نظامی پیدا کنند. همینجا لازم است که نام عده کثیری از آژانسهای ادبی ایرانی را از این دایره خارج کنیم.
در هرحال تا به امروز (اواسط مهر ۱۴۰۴) و پنج ماه بعد از برگزاری فلوشیپ من ندیدم ارزیابی درستی از آن انجام یا منتشر شده باشد.
من ۱۱ کتاب فروختم و همه ناشران و آژانسهای ادبی از ایتالیا، ترکیه، پاکستان و کشورهای دیگر پیشنهاد آن را امضا کردند. کتابهای خوب و حتی گاهی در راستای سیاستهای کلی بود، اما دریغ از یک تماس از سوی گرنت ایران تا بخواهد قرارداد ببندد.
شرکت در فلوشیپ تهران باعث افزایش ارتباطهایم نشد
شما در فلوشیپهای متعدد شرکت کردید، آیا شرکت در فلوشیپ تهران باعث افزایش ارتباطهای شما شد؟
خیر، زیرا همه شرکتکنندگان را از قبل میشناختم. البته یک ناشر پاکستانی و یک ناشر ایتالیایی بودند که برای نخستینبار دیدم.
خانه کتاب و ادبیات ایران مختص فرد نیست
کسی را میشناسید که در فلوشیپ شرکت کرده و از گرنت استفاده کرده باشد؟
هرکسی تا کنون نتوانسته از گرنت استفاده کند باید اعلام کند تا بتوان ارزیابی درستی از رویداد به دست آورد
من نمیدانم، شاید دوستانی که به عنوان پیمانکار در این رویداد نقش داشتند، از امتیاز گرنت ایران برای خود استفاده کرده باشند، اگر هم کسی تا کنون نتوانسته از کمکهزینه گرنت استفاده کند باید مثل انتشارات ما اعلام کند، تا بتوان ارزیابی درستی از رویداد به دست آورد.
الان پنج ماه از زمان برگزاری فلوشیپ گذشته است و بیتردید تا کنون دستاندرکاران باید نتایج گرنت را اعلام میکردند و برای مثال میگفتند که هیچکدام از کتابها برای گرنت تایید نشد یا یکی تایید شد. حداقل یک جواب میدادند تا بتوانم به ناشر خارجی پاسخ بدهم. اینها چیزهایی هستند که در ارزیابی بعد از برگزاری رویداد خیلی مهم است.
خانه کتاب و ادبیات ایران همانطور که از اسمش پیداست، مختص یک فرد، آژانس ادبی و نشر نیست و برای کل ایران است و همه باید برای تعالی فرهنگ مکتوب کشور تلاش کنند.

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید