نطق پزشکیان شرح حال واقعی ایران بود؛ حواشی دیپلماتیک باید آن را تکمیل کند
سخنرانی مسعود پزشکیان، رئیس جمهور اسلامی ایران، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و تبیین مواضع اصولی جمهوری اسلامی ایران در شرایط ویژه و پس از جنگهای تحمیلی اخیر، توجه محافل رسانهای و دیپلماتیک جهان را به خود جلب کرده است.
ابوالقاسم دلفی، دیپلمات بازنشسته و سفیر پیشین ایران در فرانسه، در گفتوگو با خبرگزاری ایرنا با ارزیابی این نطق، تأکید کرد که اگرچه بازگویی مظلومیت ملت ایران و شرح پیامدهای تجاوزات نظامی در تریبون مجمع عمومی امری لازم و ضروری از سوی عالیترین مقام اجرایی کشور بود، اما بهتنهایی کافی نیست؛ چرا که تحولات واقعی و ثمربخش دیپلماسی نه در پشت تریبون، بلکه در حواشی اجلاس، دیدارهای دیپلماتیک و ایجاد بسترهای ارتباطی رقم میخورد.
این کارشناس ارشد مسائل بینالملل با اشاره به تهدیدات صریح دونالد ترامپ و همزمانی آن با پیامرسانیهای دیپلماتیک در حاشیه نشست نیویورک، خاطرنشان کرد که تجربه سه جنگ تحمیلی اخیر (جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه و تنشهای تداومیافته بعدی) نشان داد میانجیگرانی چون قطر، عمان و پاکستان بهدلیل ملاحظات، سلایق و منافع خاص خود نتوانستند گره اصلی بحران میان ایران و آمریکا را باز کنند.
دلفی تأکید کرد که سفر هیئت ایرانی به نیویورک در این برهه حساس و بیسابقه، بستری راهبردی فراهم آورده تا مواضع کشور برای خروج از وضعیت تحمیلی، بهصورت مستقیم و شفاف با طرفهای مقابل طرح و پیگیری شود و نباید این فرصت بزرگ قربانی فضاسازیها و نقدهای جناحی در داخل شود.
متن کامل گفتوگوی ایرنا را با ابوالقاسم دلفی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در فرانسه، در ادامه مطالعه میکنید.
آزمون اصلی در حاشیههای دیپلماتیک نیویورک است
با توجه به سخنرانی آقای پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و در مجموع حضور هیئت ایرانی در نیویورک، ارزیابی جنابعالی از این سخنرانی چیست و فکر میکنید تا چه اندازه در پیشبرد اهداف دیپلماسی کشور مؤثر خواهد بود؟
وقتی پیامی منتقل میشود، یعنی ارتباط دیپلماتیک برقرار شده است؛ چه مستقیم باشد و چه غیرمستقیم. ماهیت دیپلماسی همین است؛ یعنی یافتن راهی برای اینکه بتوانید با صراحت حرف بزنید، مواضع خود را بیان کنید و امنیت و منافع کشورت را پیش ببرید.سخنرانی آقای پزشکیان علیالقاعده در امتداد سخنرانیهایی است که هرساله رؤسایجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل مطرح میکنند و طی آن مواضع کشور را در ابعاد مختلف و متناسب با شرایط و احوالات روز بازتاب میدهند. این سخنرانی تبلوری بود از آنچه در گذشته و حال بر کشور ما گذشته است؛ یک شرح حال واقعی از وقایع و سرنوشتی که بر این مملکت تحمیل شد.
به عقیده من، اگرچه گفتن این مواضع و آشکار کردن آنها برای دنیا از زبان بلندپایهترین مقام اجرایی کشور امری کاملاً لازم بود و حتماً بایستی بیان میشد ولی بهتنهایی «کافی» نیست. کفایت این سخنرانی به این بستگی دارد که در حواشی آن چه میگذرد؛ چرا که حواشی دیپلماتیک میتواند متن را تحتالشعاع قرار دهد یا آن را تکمیل کند.
بعید است افکار عمومی و رسانههای دنیا ندانند طی سه جنگی که آمریکاییها با کمک اسرائیل بر ما تحمیل کردند، بر سر این مملکت چه آمده است. همه دنیا میدانند آمریکاییها چگونه عمل کردند، چه اتفاقاتی در کشور ما و در سطح منطقه رخ داد، چه بلایی بر سر منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز آمد و بازارهای جهانی انرژی، نفت، اروپا و موضوع اوکراین چقدر متضرر شدند. تأکید رئیسجمهور بر این موضوعات بسیار مفید و لازم بود اما زمانی اثربخش نهایی خواهد بود که ببینیم در حاشیه مجمع عمومی و دیدارهای دیپلماتیک چه دستاوردی حاصل میشود.
حضور رئیسجمهور و دستگاه دیپلماسی در نیویورک یک فرصت فوقالعاده مغتنم است. شما دیدید که در نطق آقای ترامپ تهدیدهای بسیار تند و وحشتناکی مبنی بر ویران کردن و برهم زدن مطرح شد. در کنار این فضا، شاهد بودیم که تحرکات دیپلماتیک و انتقال پیامها میان طرفین انجام شد. وقتی پیامی منتقل میشود، یعنی ارتباط دیپلماتیک برقرار شده است؛ چه مستقیم باشد و چه غیرمستقیم. ماهیت دیپلماسی همین است؛ یعنی یافتن راهی برای اینکه بتوانید با صراحت حرف بزنید، مواضع خود را بیان کنید و امنیت و منافع کشور را پیش ببرید.
معتقدم ما در طول این سه جنگ اخیر (جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه و درگیریهایی که پس از آن تا امروز کموبیش ادامه داشته) بارها از طریق میانجیگران عمل کردیم. میانجیها زحمت کشیدند؛ قطر، عمان و پاکستان به نوبه خودش تلاش کردند ولی واقعیت این است که هیچکدام نتوانستند ایران و آمریکا را به نقطهای که منظور نظر دو طرف باشد، برسانند. دلیل هم روشن است؛ میانجیگران هر کدام دارای منافع، سلایق، ملاحظات و اهداف خاص خودشان هستند.
ارتباطات و مذاکرات زمانی میتواند منافع ملی کشور را بهطور کامل تأمین کند که مستقیم باشد. حضور آقای پزشکیان و تیم وزارت خارجه در نیویورک دقیقاً این فرصت تاریخی را فراهم کرده است. اگر این نطق منجر به باز شدن راه گفتوگوهای مؤثر برای برونرفت کشور از این شرایط شود، آن وقت میتوان گفت که سخنرانی رئیسجمهور اثرگذاری عمیق خود را بر افکار عمومی دنیا و مجمع عمومی گذاشته است. امسال حساسترین و شاید بیسابقهترین دورهای است که هیئت ایرانی در نیویورک حضور دارد و باید حداکثر استفاده را از آن برد.
تصمیمات نیویورک حاصل اجماع بالادستی است؛ نباید تحتتأثیر حاشیهها قرار گرفت
در داخل کشور شاهد هستیم برخی از منتقدان نسبت به این سفر ابهاماتی دارند؛ گروهی نطق را تند میدانند، گروهی موضعگیریها را کند و گروهی دیگر تند ارزیابی میکنند و بر سر انجام یا عدم انجام دیدارها بحث میکنند. آیا تیم دیپلماسی و رئیسجمهور باید تحتتأثیر این انتقادات قرار بگیرند یا منافع ملی را با آسودگی خاطر پیش ببرند؟
آنچه رئیسجمهور در مجمع عمومی و نیویورک انجام میدهد، علیالقاعده بر اساس اجماعی است که در شورای عالی امنیت ملی و هماهنگی با کل مجموعه نظام شکل گرفته استهر اقدامی که از سوی ارکان نظام انجام شود، طبیعتاً نظرات و عقاید متفاوتی را در پی خواهد داشت. آنچه رئیسجمهور و هیئت همراه در نیویورک انجام میدهند، قرار نیست اجماع ۱۰۰ درصدیِ تمامی دیدگاههای فردی و جناحی داخلی را جلب کند. همواره موافق و مخالف وجود دارد؛ همانطور که در بخشهای نظامی و تصمیمات میدانی هم نظرات مختلفی وجود داشت و گاهی شاهد انتقادهایی بودیم
واقعیت این است که دولت و آقای پزشکیان به عنوان رئیس دولت، مسئول و پاسخگوی اصلی حل مشکلات اساسی کشور هستند. آنچه رئیسجمهور در مجمع عمومی و نیویورک انجام میدهد، علیالقاعده بر اساس اجماعی است که در شورای عالی امنیت ملی و هماهنگی با کل مجموعه نظام شکل گرفته است.
سفر به نیویورک با توجه به تحریمها و ملاحظات پروازی، اقامتی و پروتکلی بسیار دشوار بود اما رئیسجمهور با هماهنگی نهادهای بالادستی و اختیاراتی که به آقای دکتر عراقچی برای برقراری برخی تماسها و ارتباطات داده شده، عازم این سفر شدند.
متأسفانه همواره در داخل گروهی بودهاند که اساساً با هرگونه مذاکره مخالفت میکنند و آن را سم میدانند؛ چون خودشان راه گفتوگو با دنیا را بلد نیستند و وقتی کسی به این سمت میرود، شروع به فضاسازی و شعار دادن میکنند. منطق اداره کشور و منطق منافع ملی حکم میکند مسیری که با تایید شورای عالی امنیت ملی تعیین شده، با قدرت جلو برود. اکثریت قاطع جامعه ایران نیز با توجه به شرایط دشواری که بر کشور تحمیل شده، برای رسیدن به اهدافی که منافع ملی را تضمین کند، همنوا و همصدا با دولت هستند. حواشی این سفر و ارتباطات حاصل از آن، بسیار مهمتر از خود متن سخنرانی است.
رژیم صهیونیستی به دنبال امنیت انحصاری از طریق ایجاد شکاف در منطقه است
یکی از محورهای مهم سخنرانی آقای پزشکیان، تأکید بر تأمین امنیت خلیج فارس توسط کشورهای خود منطقه بود؛ موضوعی که سالهاست از سوی ایران مطرح میشود. اهمیت این راهبرد منطقهای در شرایط کنونی چیست؟
تنها راه پایدار این است که امنیت خلیج فارس توسط کشورهای خود منطقه و با ابزارهای بومی پیگیری شود تا ثبات و دوام واقعی به منطقه بازگرددما در منطقهای زندگی میکنیم که به دلیل ذخایر عظیم انرژی، نفت، آبراههای راهبردی و موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز، حساسیتی حیاتی برای صلح و اقتصاد بینالملل دارد. آرامش و صلح در این منطقه تأثیری مستقیم بر جهان دارد و امنیت در اینجا باید برای «همه» کشورهای حوزه خلیج فارس برقرار باشد، نه اینکه عدهای از آن منتفع شوند و دیگران در ناامنی بمانند.
متأسفانه رژیم صهیونیستی در طول سالهای گذشته تلاش کرده تا با ایجاد شکاف، تفرقه و بسیج کردن برخی کشورها علیه سایر همسایگان، تعریفی ساختگی و انحصاری از امنیت ارائه دهد؛ به این معنا که تنها کشورهایی که وارد پیمانهای تحمیلی نظیر «آبراهام» میشوند و این رژیم را به رسمیت میشناسند دارای امنیت باشند و بقیه دچار بحران بمانند. حتی دونالد ترامپ هم اخیراً اجرای قراردادهای دوجانبه با برخی کشورها مثل عربستان را به موضوع پیوستن به این مسیر گره زده است.
حقیقت این است که صلح و ثبات در خلیج فارس به معنای افول و مرگ ماهیتی رژیم صهیونیستی است؛ زیرا بقا و حیات آن رژیم وابسته به تنش، جنگ و خونریزی در محیط پیرامونیاش است. سیاست اصولی ما از ابتدای انقلاب و در دولتهای مختلف این بوده که به یک گفتمان واحد امنیتی مشترک با همسایگان برسیم تا امنیت بهصورت دستهجمعی و بدون حضور مخرب نیروهای خارجی تأمین شود.
طرحهایی که قرار بود در نشست ۸ کشور ساحلی خلیج فارس در صلاله عمان درباره تردد در تنگه هرمز نهایی شود، میتوانست نقطه آغاز خوبی برای این همگرایی باشد، هرچند شرایط جنگی تحمیلشده از سوی آمریکا و پاسخهای متقابل ما، کار را تا حدی پیچیده کرد. با این حال، تنها راه پایدار این است که امنیت خلیج فارس توسط کشورهای خود منطقه و با ابزارهای بومی پیگیری شود تا ثبات و دوام واقعی به منطقه بازگردد.
ایران باید مانع از سوءاستفاده آمریکا و اروپا از پرونده هستهای ایران شود
آقای رئیسجمهور در نطق خود صراحتاً اعلام کردند که جمهوری اسلامی ایران به دنبال سلاح هستهای نیست و دیگران در منطقه دارای کلاهکهای هستهای هستند. با توجه به فشارها و تحرکات اخیر غرب در شورای حکام، این پرونده چه جایگاهی در رایزنیهای نیویورک دارد؟
بنابراین حل پرونده هستهای اگر مهمتر از موضوع تنگه هرمز نباشد، قطعاً مقدم بر آن است و باید در روابط ما با آژانس و جامعه جهانی تعیینتکلیف شوداین یک موضوع بسیار کلیدی و حیاتی است که نباید از آن غفلت کرد. رئیسجمهور در ابعاد محتوایی بهدرستی تأکید کردند که ایران به دنبال سلاح هستهای نبوده و نیست و این دیگران در منطقه هستند که کلاهکهای هستهای در اختیار دارند. اما نکته مهمتر در عرصه عمل این است که ما باید هرچه سریعتر مشکلاتمان را با آژانس بینالمللی انرژی اتمی حلوفصل کنیم.
آمریکا و برخی کشورهای اروپایی با وجود مخالفتهای سرسختانه روسیه و چین، بهشدت در تلاشاند تا با سوءاستفاده از سازوکارهای حقوقی، پرونده ایران را مجدداً به شورای امنیت بکشانند. در این شرایط، حضور آقای پزشکیان و هیئت بلندپایه وزارت امور خارجه در نیویورک بهترین فرصت است تا علاوه بر مباحث جنگ و تحریمها، وضعیت پرونده هستهای نیز تعیینتکلیف شود.
پیش از این در مذاکراتی که با مدیرکل آژانس صورت گرفت، چارچوبی تحت عنوان «توافق قاهره» مطرح شد که طی آن ملاحظات مجلس شورای اسلامی و ملاحظات مصوب شورای عالی امنیت ملی مد نظر قرار گرفته بود و راهکاری منطقی برای بازرسیها و تداوم همکاریها به دست آمد. این چارچوب مبنای بسیار خوبی است که تیم دیپلماسی در نیویورک میتواند بر پایه آن به یک راهحل پایدار با آژانس دست پیدا کند.
من معتقدم اگر ما حتی با دنیا بر سر مسائلی نظیر تردد در تنگه هرمز هم به راهحل و توافق برسیم اما پرونده هستهای را حلوفصل نکرده باشیم، فشارها، تهدیدها و تحریمهای بینالمللی همچنان پابرجا خواهند بود. بنابراین باید روابط ما با آژانس و جامعه جهانی با توجه به مصالح کشور در این پرونده، تعیینتکلیف شود. مجمع عمومی سازمان ملل این فضای طلایی را در اختیار هیئت ایرانی قرار داده و امیدواریم از آن برای حل اساسی این مسئله استفاده شود.



هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید