نفسهای شهر در سینه جنگ
در روزهایی که سایه جنگ بر شهرها سنگینی میکند و حتی بعد از آن، زندگی مردم دستخوش تغییراتی نامحسوس اما عمیق میشود. گویی همه چیز آرامتر، اما با تنشی پنهان در پسزمینه در جریان است.
صداهای ناآشنا، هشدارهای دوردست، و اخباری که هرچند وقت یکبار شنیده میشود، همه به نوعی در ناخودآگاه جمعی مردم ریشه میدواند و حس ناامنی و ترس، تبدیل به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره میشود.
این شرایط، حس هوشیاری مداوم را در افراد بیدار میکند؛ حالتی که در آن، حتی کوچکترین صداها نیز میتوانند واکنشی آنی ایجاد کنند.
جنگ، تنها جسمها را زخمی نمیکند؛ روح آدمیان را نیز میفرساید. این زخمها گاه در سکوت شب، گاه در نگاههای خیره کودکان و گاه در دلتنگیهای بیامان برای عزیزان گمشده، خود را نمایان میسازند.
با این حال، در دل همین تاریکی، انسانها به دنبال نور امید میگردند. مقاومت، همدلی، و عشق به زندگی، همچون شعلههای کوچکی در شب، راه را نشان میدهند و اراده انسان برای بازسازی، نه تنها خانهها، بلکه روح و روان خویش را نیز، یادآوری میکنند.
مقاومت شگفتانگیز روح انسان نیز در این شرایط خود را نشان میدهد. مردم تلاش میکنند تا حد ممکن، زندگی عادی خود را حفظ کنند. خندهها، دورهمیهای کوچک، و تلاش برای یافتن لحظات شادی، همچون چراغهایی در تاریکی هستند که امید را زنده نگه میدارند.
ارتباطات انسانی قویتر میشود و حس همبستگی و همدلی میان افراد افزایش مییابد. این همان فضایی است که در آن، قدردان بودن برای چیزهای کوچک، معنای عمیقتری پیدا میکند و اهمیت حضور عزیزان در کنار یکدیگر، بیش از هر زمان دیگری
احساس میشود. جنگ، هرچند تلخ، گاهی باعث میشود تا زیباییهای زندگی و ارزش انسانها بهتر درک شود.
روحیه مقاومت، همدلی، و تلاش برای بازسازی زندگی، نشان میدهد که حتی در دل تاریکترین شبها، نور انسانیت خاموش نمیشود. این، داستانی است از بقا، از عشق، و از ایمانی که حتی جنگ نیز نمیتواند آن را از بین ببرد.
این، قصه ایستادگی است؛ داستانی از عشق به وطن، به خانواده و به آیندهای که علیرغم همه موانع، همچنان در دلها زنده است.
درددل های مردم از دوران جنگ
یک بانوی خانه دار در خصوص حال و هوای زندگی خود در دوران جنگ بیان کرد: دوران خیلی سختی تجربه کردیم هر لحظه نگران شنیدن صدای موشک و انفجار بودیم.
وی افزود: گاهی بچه ها به شدت از صدا می ترسیدند و من سعی می کردم با قصه گفتن و صحبت کردن آرامشان کنم.
این بانوی خانه دار ادامه داد: استرس ذخیره مواد غذایی نیز یکی دیگر از دغدغه هایی بود که با آن سرو کار داشتم.
وی اظهار کرد: اما تلاش می کردیم قوی باشیم و امید داشتیم که زودتر جنگ تمام شود.
یک فعال رسانه ای نیز در خصوص شرایط روانی دوران جنگ گفت: من به عنوان یک فرد رسانه ای که باید جنگ را پوشش دهم در معرض خطر بودم اما سعی می کردم با قدرت و شجاعت رسالت خود را انجام دهم.
وی بیان کرد: اما اثرات روانی آن بر روح و روان را نمی توان نادیده گرفت به گونه ای که هر لحظه نگرانی شنیدن صدای انفجار را داشتم و در زمان خواب حس نا امنی میکردم.
یک استاد روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز یکشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار کرد: اضطراب و نگرانی، اصلیترین چالشهایی هستند که انسان در مواجهه با بحرانها با آنها روبرو میشود. اما زمانی این احساسات به یک مشکل جدی تبدیل میشوند که عزت نفس فرد را خدشهدار کرده و منجر به این تفکر شوند که فرد به اندازه کافی قوی نیست تا بر آنها غلبه کند.
کیومرث بشلیده افزود: از آنجایی که بخش عمدهای از اضطراب ریشه در جسم و زیستشناسی ما دارد، افزایش شناخت نسبت به منشا نگرانیها، تابآوری ما را در برابر بحرانهای بزرگ مانند جنگ افزایش میدهد.
گروههای آسیبپذیر در بحرانها و لزوم حمایت ویژه
وی ادامه داد: در شرایط بحرانی، کودکان، سالمندان و زنان باردار به دلیل آسیبپذیری بیشتر، در معرض خطرات روانی جدیتری قرار دارند. کودکان به دلیل ناتوانی در عینیت بخشیدن به استرس خود و کمبود منابع شناختی، بیش از سایرین تحت تأثیر قرار میگیرند. لذا، توجه و حمایت بیشتر خانواده، دوستان و خویشاوندان از این گروهها و فراهم کردن منابع حمایتی، امری ضروری است.
کلید تابآوری اجتماعی: تعاملات مثبت و همدلی
بشلیده اظهار کرد: مهمترین راهکار برای تابآوری در زمان بحران، دقت و نظارت بیشتر بر تعاملات اجتماعی است. پرهیز از امور سلبی، جدل و دامن زدن به نگرانیها، به حفظ آرامش کمک شایانی میکند. غنیسازی تعاملات اجتماعی با توجه، عاطفه مثبت، مهرورزی، همدلی و گوش دادن فعالانه به یکدیگر، ستون فقرات تابآوری اجتماعی را تشکیل میدهد. مشارکت در مجامع اجتماعی، گفتوگو، همدردی و جویا شدن از احوال یکدیگر، و برقراری ارتباط با خویشاوندان، این تابآوری را تقویت میکند.
کودکان و مدیریت اضطراب در بحرانها
این استاد دانشگاه در خصوص نحوه برخورد با کودکان در شرایط اضطراب بیان کرد: برای کودکان و نوجوانان، توضیح مفهوم دوره بحرانی و جویا شدن از دلواپسیهایشان، گام اول است. تشویق آنها به بازیهایی که به بروز هیجاناتشان کمک میکند، مانند جنگ و گریز، و کمک به عینیت بخشیدن به نگرانیها، تأثیر منفی آنها را کاهش میدهد.
وی افزود: آموزش تشخیص و برچسبگذاری عواطف، مانند تفکیک نگرانی از عصبانیت، و یادآوری گذرا بودن این حالات، برای سلامت روان کودکان حیاتی است. درگیر کردن آنها با بازی و پرسشهای کودکانه، راهی مؤثر برای بروز و آرامشبخشی به نگرانیهایشان است.
در ادامه یک روانشناس مرکز مشاوره و سبک زندگی دانشگاه شهید چمران اهواز نیز گفت: تابآوری شامل توانایی افراد برای ادامه دادن، رشد کردن در میان تهدید و بیثباتی است به این معنا که بهجای فروپاشی روانی در شرایط بغرنج، بتوانیم با حفظ سلامت روان، عملکرد و امید، در مسیر زندگی قرار گیریم.
راشین صبری زاده اضافه کرد: برای تقویت تابآوری در این شرایط، آگاهی از هیجانها، بدون قضاوت کردن و اقدام برای برگردان هیجان به حالت عادی، اهمیت دارد؛ برای بازگرداندن هیجانات به حالت عادی، میتوان تنفس آرام و منظم را تمرین کرد. همچنین، در صورت انقباض عضلانی، بدن را در حالت رهایی قرار دهیم.
حمایت اجتماعی و ارتباط با دوستان از راهکارهای کاهش فشار روانی
وی اظهار کرد: حفظ روال عادی زندگی در شرایط بحرانی از جایگاه ویژهای برخوردار است؛ بدین منظور، توصیه میشود از پیگیری لحظهای و منظم اخبار جنگ اجتناب شود و درصورت امکان، افراد برنامههای عادی و روتین مانند مطالعه کتاب، معاشرتهای روزانه و… را پیگیری کنند.
صبری زاده تاکید کرد: حمایت اجتماعی و ارتباط با دوستان و اقوام، یکی از راهکارهایی است که فشار روانی را کاهش میدهد.
این روانشناس با اشاره به یکی از مهمترین توصیهها برای افزایش تابآوری، گفت: پذیرش شرایط بسیار اهمیت دارد؛ اینکه فرد بپذیرد همه شرایط تحت کنترل نیست، اما میتوان بخشهایی از زندگی را مدیریت و برنامهریزی کرد.
صبری نظرزاده، خاطرنشان کرد: داشتن «هدف» در این شرایط به زندگی ما معنا میبخشد و این معناداری هرچند نامرئی و کوچک، فشار روانی را به طور چشمگیری کاهش میدهد و قوای روانی را تقویت میکند؛ به عنوان مثال حفظ تعاملات اجتماعی، کمکهای انسانی به افرادی که نیاز به حمایت روانی و اجتماعی دارند و حتی یادگیری و بهبود مهارتهای شخصی میتواند کمککننده باشد که این اقدامات به کاهش استرس و اضطراب کمک میکند و باعث میشود که ذهن، کمتر در حالت هشدار باشد.
وی یادآور شد: شرایط استرس زا ازجمله جنگ، قدرت تصمیمگیری را کاهش میدهد و در این میان ممکن است، تصمیمهای هیجانی افزایش یابند؛ بنابراین، بهکارگیری راهکارهای افرایش تابآوری، ضمن کمک به حفظ آرامش، منجر به تصمیمگیری منطقیتر میشود.
روانشناس مرکز مشاوره و سبک زندگی دانشگاه شهید چمران اهواز، تاکید کرد: زمانیکه استرس به صورت مداوم وجود داشته باشد، منجر به فرسودگی روانی میشود؛ به این معنی که «بیانگیزی، احساس پوچی و عدم کنترل بر زندگی» به افراد تحمیل میشود.
وی یادآور شد: بنابراین، با بهبود تابآوری، میتوان از فرسودگی روانی نیز پیشگیری کرد البته باید توجه داشت که در صورت نیاز به حمایت و راهنمایی بیشتر، ضروری است از مشاور و یا روانشناس کمک گرفت.
بر این اساس نتیجه می گیریم که جنگ چگونه زندگی مردم را تحت تاثیر قرار میدهد. از ترس و اضطراب گرفته تا امید و مقاومت، همه تجربههایی هستند که در این دوران مشترک هستند و مردم با تکیه بر روابط اجتماعی و همدلی، سعی میکردند از پس این سختیها برآیند.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید