پزشکیان در میدان تصمیمهای سخت؛ انتخاب میان هزینه امروز و بحران فردا
اداره کشور همیشه با روشها و تصمیمهای محبوب و کمهزینه پیش نمیرود. گاهی دولت باید میان چند انتخاب دشوار، مسیری را برگزیند که شاید در کوتاهمدت هزینه داشته باشد اما از نگاه سیاستگذار، برای عبور از بحرانهای انباشته و جلوگیری از هزینههای بزرگتر ضروری است.
دولت چهاردهم از همان آغاز فعالیت با مجموعهای از مسائل مواجه بود که بسیاری از آنها حاصل سالها انباشت مشکلات و به تعویق افتادن اصلاحات بود. از ناترازی انرژی و اصلاح نظام یارانهای گرفته تا مدیریت منابع، حفظ ثبات اقتصادی در شرایط جنگی و پاسخ به مطالبه عمومی درباره اینترنت.
در چنین شرایطی، تصمیم سخت به معنای تصمیمی درست و بینقص نیست بلکه تصمیمی است که دولت ناگزیر است میان چند گزینه پرهزینه، یکی را انتخاب کند. کارنامه پزشکیان را نیز میتوان از همین زاویه بررسی کرد، اینکه دولت چهاردهم در برابر مسائلی که سالها به آینده منتقل شده بودند، چه انتخابهایی انجام داد و برای کاهش هزینههای آنها چه تمهیداتی در نظر گرفت.
میراثی که نمیشود به فردا سپرد
ناترازی انرژی یکی از مهمترین چالشهایی بود که دولت چهاردهم تحویل گرفت. مسئلهای که فقط به کمبود برق محدود نمیشود و در حوزههای گاز، آب و سوخت نیز خود را نشان میدهد.
ایران با وجود برخورداری از ذخایر عظیم نفت و گاز، با شدت مصرف بالای انرژی و فاصله فزاینده میان تولید و مصرف روبهروست. در چنین شرایطی، افزایش تولید به تنهایی نمیتواند مسئله را حل کند و اگر مصرف بدون اصلاح ادامه پیدا کند هر میزان افزایش تولید نیز در نهایت با رشد تقاضا بلعیده میشود.
دولت پزشکیان در مواجهه با این مسئله، همزمان بر افزایش ظرفیت تولید، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و اصلاح مصرف تاکید کرد. این رویکرد البته ساده نیست زیرا اصلاح مصرف با رفتار خانوارها، صنایع، دستگاههای دولتی و ساختار قیمتگذاری ارتباط پیدا میکند.
از یک سو، نمیتوان از مردم انتظار داشت بار تمام اصلاحات را تحمل کنند و از سوی دیگر، ادامه وضعیت موجود نیز به معنای تداوم خاموشی، فشار بر صنایع و هدررفت منابع است بنابراین دولت با یک انتخاب کلاسیک در سیاستگذاری بین اصلاح تدریجی و پرهزینه امروز یا پرداخت هزینهای بزرگتر در آینده مواجه است.
پزشکیان در این مسیر تلاش کرده مسئله ناترازی را از یک بحران مقطعی به یک موضوع ساختاری تبدیل کرده و به جای آنکه فقط در زمان اوج مصرف به دنبال راهحل باشد، اصلاح الگوی مصرف، افزایش بهرهوری و توسعه ظرفیتهای جدید انرژی را همزمان دنبال کند.
ارز ترجیحی؛ حمایت از مصرف کننده نهایی
یکی دیگر از تصمیمهای مهم و پرهزینه، اصلاح سیاست ارز ترجیحی در دی ماه سال ۱۴۰۴ بود. ارز ترجیحی با هدف حمایت از کالاهای اساسی ایجاد شده بود، اما در طول زمان انتقادهایی درباره میزان اثربخشی آن، نحوه توزیع یارانه و فاصله میان منابعی که دولت هزینه میکرد و منفعتی که به مصرفکننده نهایی میرسید، شکل گرفت.
دولت پزشکیان در نهایت مسیر حذف ارز ترجیحی و حرکت به سمت حمایت مستقیمتر از مردم را دنبال کرد. منطق این تغییر آن بود که یارانه به جای آنکه در ابتدای زنجیره واردات و تولید قرار گیرد، تا حد امکان به مصرفکننده نهایی برسد.
اما هیچکس نمیتوانست نسبت به آثار کوتاهمدت چنین تغییری بیتفاوت باشد زیرا هرگونه تغییر در نظام ارزی کالاهای اساسی میتواند بر هزینه تولید و قیمت نهایی کالاها اثر بگذارد. به همین دلیل، اصلاح ارز ترجیحی بدون سیاستهای جبرانی میتوانست فشار بیشتری را متوجه خانوارها کند.
در همین نقطه، سیاست ارائه کالابرگ و حمایت مستقیم از مردم اهمیت پیدا کرد. هدف این بود که اصلاح ساختار یارانهها با کاهش قدرت خرید خانوارها همراه نشده و حمایت دولت به سبد مصرفی مردم نزدیک شود.
در واقع، دولت در اینجا تلاش کرد دو مسئله اصلاح یک سازوکار اقتصادی که از نگاه سیاستگذار مشکلات ساختاری داشت و جلوگیری از انتقال تمام هزینه اصلاح به مردم را همزمان حل کند.
این همان جایی است که تصمیم سخت، معنای واقعی خود را پیدا کرد. دولت میتوانست تغییر را به تعویق بیندازد و برای مدتی از هزینه سیاسی آن دور بماند اما در مقابل، مشکلات ساختاری همچنان باقی میماند.
وقتی جنگ، تصمیمها را سختتر کرد
اگر اصلاحات اقتصادی در شرایط عادی دشوار است، در شرایط جنگی سختی آن چند برابر میشود.
دولت چهاردهم در دورهای با بحرانهای امنیتی و جنگ مواجه شد که فشار مضاعفی بر اقتصاد و زیرساختهای کشور وجود داشت. در چنین شرایطی، حفظ جریان کالاهای اساسی، تامین ارز، استمرار تولید و توزیع سوخت، حفظ شبکه برق و گاز و جلوگیری از اختلال در زنجیره تامین، از یک مسئله اقتصادی به موضوعی امنیتی تبدیل شد.
در شرایط جنگ، دولت دیگر فقط درباره رشد اقتصادی یا کنترل تورم تصمیم نمیگیرد بلکه اولویت فوریتر، حفظ ثبات و جلوگیری از تبدیل شوک امنیتی به بحران اجتماعی است.
اینجا تصمیمهای سخت معنای متفاوتی پیدا میکنند و منابع محدود باید به ضروریترین بخشها اختصاص داده شود. بازار باید کنترل شود، بدون اینکه فعالیت اقتصادی متوقف شود. کالاهای اساسی باید تامین شوند، بدون اینکه فشار بر ذخایر ارزی افزایش پیدا کند. انرژی باید پایدار بماند، در حالی که زیرساختها تحت فشار قرار دارند. در چنین شرایطی، مدیریت بحران به آزمونی برای ظرفیت اجرایی دولت تبدیل میشود.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم در شرایط بحرانی، حتی یک اختلال کوچک در حملونقل، انرژی یا تأمین کالا میتواند اثر زنجیرهای بر بخشهای دیگر اقتصاد داشته باشد.
بنابراین بخشی از تصمیمهای دولت پزشکیان در این دوره را باید نه در چارچوب سیاستهای عادی اقتصادی، بلکه در چارچوب حفظ ثبات کشور در شرایط بحران ارزیابی کرد.
اینترنت؛ تصمیمی میان امنیت و اعتماد عمومی
اما یکی از متفاوتترین میدانهای تصمیمگیری دولت چهاردهم، مسئله اینترنت بود. اینترنت برای جامعه امروز فقط یک ابزار ارتباطی نیست. کسبوکارها، آموزش، رسانه، خدمات بانکی، ارتباطات خانوادگی و بخش بزرگی از اقتصاد دیجیتال به آن وابسته است بنابراین هرگونه محدودیت گسترده در دسترسی به اینترنت، فراتر از یک تصمیم فنی، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی دارد.
از سوی دیگر، دولت در شرایط امنیتی و جنگی با ملاحظاتی مواجه میشود که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. مسئله حفاظت از زیرساختها، مقابله با تهدیدهای سایبری و مدیریت فضای اطلاعاتی، بخشی از دغدغههای امنیتی هر حکومتی است.
پزشکیان از دوران انتخابات، مسئله اینترنت و محدودیتهای فضای مجازی را به عنوان یکی از مطالبات مهم جامعه مطرح کرده بود اما پس از تشکیل دولت، روشن شد که تصمیمگیری در این حوزه به تنهایی در اختیار دولت نیست و مجموعهای از نهادها و دستگاهها در آن نقش دارند.
به همین دلیل، مسیر دولت برای حل مسئله اینترنت، بیشتر از آنکه یک تصمیم یکشبه باشد، تبدیل به فرآیندی برای ایجاد هماهنگی میان نهادهای مختلف شد.
پس از محدودیتهای گسترده اینترنت در جنگ رمضان نیز دولت موضوع بازگشت دسترسی و بهبود وضعیت اینترنت را پیگیری کرد و برای آن سازوکارهای مشخصی را در دستور کار قرار داد.
این پرونده از این جهت اهمیت دارد که یکی از پیچیدهترین دوگانههای حکمرانی را پیش روی دولت قرار میدهد: چگونه میتوان همزمان امنیت را حفظ کرد و به مطالبه عمومی برای دسترسی آزادتر و پایدارتر به اینترنت پاسخ داد؟
پاسخ به این سؤال ساده نیست اما دولت پزشکیان نشان داد که مسئله اینترنت همچنان یکی از موضوعات جدی در دستور کار دولت است و نمیتوان آن را به عنوان یک مسئله فنی یا ارتباطی کنار گذاشت.
تصمیم سخت، فقط تصمیم اقتصادی نیست
تصویر پزشکیان به عنوان رئیسجمهوری که با تصمیمهای سخت مواجه شده، نباید فقط به ارز، یارانه و انرژی محدود شود. بخشی از تصمیمهای سخت دولت در حوزه حکمرانی، رابطه دولت با جامعه و ایجاد اعتماد عمومی نیز رخ داده است.
وقتی دولت درباره اصلاحات اقتصادی تصمیم میگیرد باید بتواند آن را برای مردم توضیح دهد. وقتی قرار است یارانهای تغییر کند، مردم باید بدانند منابع آن کجا میرود. وقتی قرار است مصرف انرژی اصلاح شود، جامعه باید احساس کند هزینه اصلاح فقط بر دوش مردم نیست.
در موضوع اینترنت نیز همین مسئله وجود دارد. اگر دولت وعده بهبود دسترسی میدهد، جامعه انتظار دارد این وعده را در زندگی روزمره خود لمس کند. اگر محدودیتی به دلیل شرایط امنیتی اعمال میشود، توضیح چرایی و نحوه مدیریت آن میتواند بخشی از اعتماد عمومی را حفظ کند.
به همین دلیل، تصمیم سخت فقط امضای یک مصوبه نیست؛ بخش مهمی از آن، توانایی دولت برای اقناع جامعه و توضیح چرایی تصمیم است.
موضوعی که اکنون بر سر بنزین در جامعه جریان دارد و از شخص رئیس جمهور تا معاونان و وزرا و حتی سخنگوی دولت نیز تاکید دارند که بدون اطلاع مردم هیچ تصمیم در این زمینه گرفته نخواهد شد.
هزینه امروز یا بحران فردا؟
شاید بتوان وجه مشترک بخش مهمی از تصمیمهای دولت پزشکیان را در یک سؤال خلاصه کرد: هزینه امروز را بپذیریم یا بحران فردا را؟
در مسئله انرژی، ادامه روند فعلی به معنای عمیقتر شدن ناترازی است، در سیاست ارزی، حفظ یک سازوکار ناکارآمد میتواند به معنای تداوم اتلاف منابع باشد و در شرایط جنگ، تعلل در تامین کالاهای اساسی و انرژی میتواند آثار بسیار سنگینتری ایجاد کند.
همچنین در موضوع اینترنت، ادامه یک وضعیت فرسایشی میتواند فاصله میان جامعه، اقتصاد دیجیتال و سیاستگذار را بیشتر کند و هیچکدام از این مسائل راهحل سادهای ندارند اما یک واقعیت در همه آنها مشترک است و آن هم اینکه به تعویق انداختن مسئله به معنای حل شدن آن نیست.
گاهی دولتها ترجیح میدهند تصمیمهای پرهزینه را به آینده منتقل کنند زیرا هزینه سیاسی و اجتماعی تصمیم امروز را نمیخواهند بپردازند اما این هزینه در نهایت به دولت بعد منتقل میشود، آن هم در شرایطی که ممکن است مسئله پیچیدهتر باشد.
اما پزشکیان با وجود تمام فراز و نشیبهای دو سال گذشته، تلاش کرده در بخشهایی از این مسائل، به جای انتقال بحران به آینده، اصلاحات را آغاز کند و هزینههای آن را نیز به جان بخرد.
از همین رو، پزشکیان در میدان تصمیمهای سخت فقط یک عنوان برای توصیف چند تصمیم اقتصادی یا سیاسی نیست بلکه توصیف شرایطی است که دولت چهاردهم در آن اداره کشور را بر عهده گرفته است.
دولتی که همزمان باید با ناترازی انرژی مقابله کند، نظام یارانهای و ارزی را اصلاح کند، در شرایط جنگ ثبات اقتصادی و تامین کالاهای اساسی را حفظ کند و به مطالبات اجتماعی درباره اینترنت پاسخ دهد و در عین حال اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی را تقویت کند.
در چنین شرایطی، تصمیمگیری دیگر انتخاب میان یک گزینه خوب و یک گزینه بد نیست بلکه انتخاب میان چند گزینه است که هرکدام هزینه و پیامدهای خودشان را دارند.
این همان نقطهای است که کارنامه دولت چهاردهم را از فهرست مصوبات و وعدهها جدا میکند و به آزمون واقعی حکمرانی میرساند: میدان تصمیمهای سخت.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید