چرا اقدام اروپا در فعالسازی «اسنپبک» غیرحقوقی است/ الزامات دیپلماسی در دقیقه نود
سه کشور اروپایی (فرانسه، آلمان و انگلیس) روز پنجشنبه- ۶ شهریور- با صدور بیانیهای مشترک از آغاز روند فعالسازی مکانیسم «اسنپبک» علیه ایران خبر داده و مدعی شدند تهران به تعهدات برجامی خود پایبندی جدی نداشته است. این ادعا درحالی مطرح میشود که نخسین طرف خارج شده از این توافق آمریکا بود و طرفهایی که در طول سالهای برجام به هیچ یک از تعهدات خود عمل نکردند، تروییکای اروپا بودند. تهران معتقد است اروپا به دلیل بدعهدی پس از خروج آمریکا، حقی برای فعالسازی این سازوکار ندارد؛ اما غرب با استناد به گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران را به نقض تعهدات متهم میکند. در حالیکه روسیه و چین پیشنهاد تمدید مهلت ششماهه دادهاند، احتمال بازگشت تحریمهای شورای امنیت وجود دارد. به منظور بررسی دلایل و آثار فعالسازی اسنپبک از سوی سه کشور اروپایی با «سید جلال ساداتیان» سفیر پیشین ایران در انگلیس و تحلیلگر مسائل اروپا به گفتوگو پرداختیم.
پس از حرف و حدیث های بسیار، سرانجام اسنپ بک از سوی سه کشور اروپایی حاضر در برجام فعال شد، ایران معتقد است که این اقدام فاقد وجاهت قانونی و اخلاقی است، آیا سه کشور اروپایی از سازوکار حل اختلاف برجام سواستفاده کرده اند؟
اروپا برخلاف دور نخست ریاست جمهوری ترامپ، در دور دوم بارها ایران را با استفاده از این مکانیسم تهدید کرده بود. از این رو حدود یک ماه پیش، سیدعباس عراقچی وزیر خارجه در نامهای به شورای امنیت و دبیرکل سازمان ملل تأکید کرد که چون اروپا پس از خروج آمریکا هیچیک از تعهداتش را اجرا نکرده و این به منزله خروج آنها از برجام است و عملا برجامی وجود ندارد که آنها با استناد به بند ۸ آن بخواهند مکانیسم ماشه را فعال کنند بنابراین دیگر حقی برای استفاده از این مکانیسم هم ندارند.
اینکه گفته میشود اقدام اروپا غیراخلاقی و غیر حقوقی است، به این دلایل است یعنی اروپا هیچ یک از تعهدات و وظایف خود را اجرای و عمل نکرده است و در حالی که فشارها از سوی ترامپ و لابی رژیم اسرائیل علیه ایران افزایش یافته، اروپا از برجام فقط به اسنپبک استناد میکند.
در این میان، روسیه پیشنهاد کرد که به ایران مهلت بیشتری برای ایجاد راهحلهایی داده شود، از سوی دیگر ایدههایی مثل تشکیل یک کنسرسیوم تحت نظارت سازمان ملل و کشورهای مختلف برای غنیسازی مطرح شد. ایران معتقد است که در چارچوب NPT مجاز به غنیسازی است اما حاضر به پذیرش نظارتهای بیشتر برای رفع نگرانیهاست. در راستای این کنسرسیوم هم آقای ظریف پیشنهاداتی مانند طرح مناره را اعلام کرد.
با این حال آمریکا و پس از آن اروپا از دور پنجم گفتوگوها تحت فشار اسرائیل، بر توقف کامل غنیسازی پافشاری کردند. استدلال آنها این بود که ایران به سطحی از فناوری رسیده که میتواند هر زمان اراده کند از تکنولوژی غنیسازی برای تولید سلاح هستهای استفاده کند. همین نگرانی دستاویزی شد تا اسرائیل با اقدامات تهاجمی و با ادعای دفاع پیشدستانه علیه مراکز هستهای ایران حملاتی انجام دهد؛ اقدامی که ایران آن را نقض آشکار قوانین بینالمللی دانست و خواستار تدوین پروتکلهای جدید برای منع چنین حملاتی شد. پروتکلی که نحوه بازرسی از تاسیسات هستهای زیر نظر آژانس را که مورد حمله قرار گرفته، شامل شود.
ایران معتقد است که دسترسیهای فراتر از پادمان آژانس امنیتی نیست، زیرا اطلاعات قبلاً هم به آمریکا منتقل شده است. در عین حال غرب ادعا میکند که سرنوشت ۴۰۹ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد ایران مشخص نیست و این ابهامات باید برطرف شود و ایران باید پاسخ دهد.
ترویئکای اروپا وقتی مشاهده کردند که فرصت استفاده از اسنپبک در حال اتمام است (آنها از نظر قانونی تا ۹ شهریور برای فعالسازی این مکانیسم فرصت داشتند) نامهای برای فعالسازی آن به شورای امنیت نوشتند. روسیه و چین به این موضوع اعتراض کردند و مسکو درخواستی به شورای امنیت داد که مهلت اجرای برجام شش ماه تمدید شود تا فرصتی برای راهحل دیپلماتیک فراهم شود. اینکه آیا شورای امنیت این موضوع را تصویب میکند یا نه مشخص نیست چون تصویب این پیشنهاد نیازمند موافقت آمریکا است.
اگر آمریکا این پیشنهاد را وتو کند فارغ از اینکه استدالالهای ایران در این زمینه پذیرفته می شود یا نه، براساس برجام روسیه و چین نمیتوانند مانع از فعالسازی اسنپبک شوند. به نظر میرسد استدالالهای ایران هم پذیرفته نخواهد شد.
تروییکای اروپا در پروسه تدوین برجام و توافق معمولا نقش منفی تاثیرگذاری نداشتند پس از خروج آمریکا از برجام هم حداقل در مقام همراهی، اقداماتی را انجام دادند، چرا این سه کشور اکنون به این نتیجه رسیدند که باید اسنپ بک را فعال کنند؟
در برجام مکانیزمی پیشبینی شده بود که اگر یکی از طرفها تعهداتش را نقض کند، بر اساس مکانیسم حل اختلاف کشورهای عضو آن را حل کنند. برای مثال اگر ایران تخلفی جدی انجام داد، بر اساس این مکانیسم، امکان بازگشت قطعنامههای قبلی شورای امنیت فراهم شود. استدلال ایران این بود که آمریکا از برجام خارج شد و اروپا نیز به تعهدات برجامی خود که شامل یازده بند با تعهد بود، عمل نکرد. اروپاییها میگفتند تحت فشار و تهدید آمریکا قرار دارند و شرکتهایشان به دلیل حجم روابطی که با شرکتهای آمریکایی دارند نمیتوانند، با ایران همکاری اقتصادی داشته باشند و دولتهای اروپایی هم چندان قدرتی برای الزام این شرکتها به همکاری با ایران ندارند.
اروپا پس از مدتی سازوکار اینستکس را به عنوان جایگزین اجرای تعهدات پیشنهاد داد که شبیه «نفت در برابر غذا» بود که پیش از این درباره عراق اعمال کرده بودند و طبیعتا ایران آن را رد کرد و اقدامات متقابل انجام داد؛ از جمله غنیسازی ۲۰ و سپس ۶۰ درصدی، استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته، محدود کردن بازرسیها و خاموش کردن دوربینها. طبق برجام ایران میتوانست از سانتریفیوژهای نسلIR۱,IR۲ استفاده کرده و حتی به تولید کننده سانتریفیوژ هم تبدیل شد.
در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، اروپا در برابر فشار آمریکا برای بازگرداندن قطعنامهها مقاومت کرد و در کنار ایران ایستاد، اما در ادامه و بهویژه پس از جنگ اوکراین، روابط ایران و اروپا تیرهتر شد و تروییکا و ایران از یکدیگر فاصله گرفتند. اروپاییها در آغاز جنگ و همزمان با قطع انرژی روسیه انتظار داشتند از ایران نفت و گاز بگیرند، اما در آن مقطع نظریه زمستان سخت مطرح شد و ایران ترجیح داد امتیازگیری کند. همزمان، موضوع همکاری ایران با روسیه در جنگ اوکراین و ارسال پهپاد هم مطرح و باعث شد اروپا موضع سختتری علیه ایران بگیرد از آن رو که تصور کرد ایران در کنار روسیه علیه اروپا میجنگند.
در مجموع، هر طرف دیگری را به بدعهدی متهم کرد؛ ایران اروپا را به عدم پایبندی و آنها ایران را به اقدامات تقابلی و نزدیکی به روسیه. این روند به ویژه پس از آغاز دور دوم ریاست جمهور ترامپ به تیرگی بیشتر روابط، افزایش تحریمها و تنش در آژانس بینالمللی انرژی اتمی انجامید. این میان نباید از نقش آقای گروسی در آژانس هم غفلت کرد.
میان این تنشها غرب به این مسئله اشاره نمیکرد که عامل اصلی تنشها پس از برجام، بدعهدی آنها بود. آمریکا از توافق خارج شد و اروپا نیز تعهدات اقتصادی خود را اجرا نکرد بنابراین ایران در واکنش، هم مصوبات داخلی برای محدود کردن همکاری با آژانس تصویب کرد و هم اقدامات تقابلی مثل افزایش سطح غنیسازی و کاهش دسترسی بازرسان را انجام داد. این روند به افزایش تقابل و بیاعتمادی متقابل منجر شد.
در حال حاضر شماری از کشورها مانند چین و هند و پاکستان اعتنایی به تحریمهای آمریکا در قبال ایران ندارند اما در صورت بازگشت قطعنامه آنها هم موظف به تبعیت و حتی مشارکت هستند.
در ارزیابی بازگشت تحریم ها ما با دو نوع دیدگاه روبرو هستیم، گروهی این موضوع را بسیار فاجعه آمیز و گروه دیگر بی اهمیت تفسیر میکنند؛ تحلیل واقع بینانه از این اقدام چه خواهد بود؟
اگر اسنپبک فعال شود، تحریمهای شش گانه شورای امنیتی برخواهد گشت و برجام اثر قبلی خود را نخواهد داشت. در این قطعنامهها غنیسازی جز تحریمهای سازمان ملل است و تحریمهای دیگری چون کشتیرانی وجود دارد. البته مهلت تحریمهایی چون خرید و فروش واستفاده از تسلیحات تمام شده است؛ با این حال بسیاری از تحریمهای اصلی باقی خواهد ماند.
با اجرایی شدن تحریمها پرونده ایران دوباره ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد و مواد ۳۹ تا ۴۲ قرار میگیرد و تحریمهای تعلیقشده بازمیگردد. این تحریمها طیف گستردهای دارند؛ از محدودیتهای نظامی و تسلیحاتی گرفته تا فشارهای اقتصادی. گرچه ایران میگوید تحریمهای آمریکا بهمراتب سنگینتر از تحریمهای سازمان ملل است، اما بازگشت تحریمهای شورای امنیت اثر سیاسی و روانی خواهد داشت، چون همه کشورهای عضو سازمان ملل و شورای امنیت موظف به تبعیت از قطعنامهها و تحریمها خواهند بود.
در نهایت، اگر شورای امنیت به این جمعبندی برسد که ایران تهدیدی برای صلح بینالمللی است، طبق ماده ۴۲ امکان اقدام نظامی نیز مطرح میشود. این خطر وجود دارد که برخلاف گذشته که حملات علیه ایران عمدتاً به ابتکار آمریکا و اسرائیل انجام میشد، این بار با پشتوانه قطعنامههای سازمان ملل دیگر کشورها از جمله همسایگان ایران هم ملزم به مشارکت شوند.
در حال حاضر شماری از کشورها مانند چین و هند و پاکستان اعتنایی به تحریمهای آمریکا در قبال ایران ندارند اما در صورت بازگشت قطعنامه آنها هم موظف به تبعیت و حتی مشارکت هستند.
ایران هشدار داده که در صورت استفاده برخی کشورهای منطقه از پایگاههای آمریکایی برای اقدام نظامی علیه ایران، واکنش متقابل نشان خواهد داد. نگرانی اصلی این است که اگر مکانیزم ماشه فعال شود، موضوع ایران از سطح اختلاف با آمریکا و اسرائیل فراتر رفته و به اقدام نظامی سازمان ملل ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد کشیده شود. این موارد از تبعات فعالسازی اسنپبک است و این وضعیت میتواند فشار اقتصادی، سیاسی و امنیتی بر ایران را بهشدت افزایش دهد و خطر حمله نظامی چندجانبه را ایجاد کند. در داخل کشور نیز مردم تحت فشار اقتصادی و اجتماعی قرار دارد. گرچه در ماجرای جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل نوعی انسجام و همبستگی ملی شکل گرفت، اما غرب امیدوار است که با تشدید تحریمها این انسجام تضعیف شود و شکافهای داخلی پررنگتر گردد.
برای بازگشت تحریم های شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی ایران، یک ماه فرصت وجود دارد، در این یک ماه کارویژه وزارت امور خارجه چه باید باشد؟
برای عبور از این شرایط، پیشنهاد میکنم که یک فرستاده ویژه از سوی ایران (مانند آمریکا) با اذن رهبری و حکم ریاستجمهوری مأموریت بگیرد تا بهطور موازی با دستگاه دیپلماسی رسمی، ابتکارات جدیدی را برای مدیریت بحران و جلوگیری از فعال شدن مکانیزم ماشه پیگیری کند. با توجه به حضور آقای دکتر لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی، پرونده مذاکرات در این شورا بررسی و این فرستاده ویژه آقای دکتر محمدجواد ظریف باشد. ظریف، با تجربه، توان و ابتکارات و ارتباطات بینالمللی خود، دوباره بهعنوان یک فرستاده ویژه وارد صحنه شود. این امر میتواند در زمان اندکی که باقی مانده از افزایش فشارها جلوگیری کند یا دستکم هزینههای آن را کاهش دهد.
رفتار درست با آژانس پس از این اقدام که حافظ منافع ملی باشد، چیست؟ برخی معتقدند همزمان با فعال شدن اسنپبک، ایران باید همکاریهای تازه خود با آژانس را متوقف کند.
آخرین قطعنامه شورای حکام اگرچه صرفاً هشدار بود و ارجاع به شورای امنیت نداشت، اما نشان داد که ادامه کاهش همکاری با آژانس میتواند مسیر فشارهای بینالمللی را هموارتر کند.
ایران در دولت قبلی، گامبهگام سطح تقابل را در پاسخ به اقدامات آژانس و غرب افزایش داد؛ غنیسازی با درصدهای بالاتر، استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته، محدود کردن دسترسی بازرسان، خاموش کردن دوربینها و نهایتاً مصوبه مجلس برای توقف همکاری با آژانس تا زمان رفع کامل تحریمها. این اقدامات طبیعی بود که واکنش متقابل غرب را تشدید کند.
برخی تحلیلگران همچنان معتقدند که آژانس حاضر نخواهد شد بهطور کامل در کنار آمریکا قرار گیرد و همداستانی ایجاد کند اما واقعیت این است که نقش آژانس و گزارشهای آن (بهویژه گزارشهای گروسی) بهانه اصلی فشارهای جدید را فراهم کرده است. ایران پس از گزارش آخر آژانس اقدامات خود را افزایش داد و پس از حمله به تأسیسات هستهای خود هم با مصوبه مجلس نحوه همکاری با آژانس را به شورای عالی امنیت ملی ارجاع داد تا هرگونه اقدام در این زمینه با مجوز آن نهاد انجام شود.
در داخل کشور، برخی جریانها پس از بازگشت بازرسان آژانس برای نظارت در تعویض سوخت نیروگاه بوشهر، حتی تهدید به شکایت از دبیر شورای عالی امنیت ملی هم کردند یا برای توقف همکاریهای نظارتی آژانس، تصمیمگیران را تحت فشار قرار دادند. این گروهها با این اقدامات عملاً فضا را محدودتر کردند و این نوع اقدامات اگرچه با هدف مقابله با فشارهای خارجی انجام شد، اما در عمل میتواند امنیت ملی و منافع کشور را بیشتر در معرض تهدید قرار دهد.


هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید