کلاسهایی که در سکوت، فریاد دلتنگی میزنند
دیگر صدای خندهها، بحثها و شوخیها، درس خواندن دانشآموزان و درس دادن معلمان در کلاسهای درس به گوش نمیرسد؛ انگار شهر هم در غم خاموشی کلاسهای درس، به سکوتی سنگین فرو رفته است.
این روزها که دیوارها و میزهای کلاس درس فریاد دلتنگی سر میدهند و برای دیدن دانشآموزان لحظهشماری میکنند، مدرسه بدون حضور آنها هویتی ندارد و کلاسهای خالی، آرامش شهر را نیز با سکوتی سرد همراه کردهاند.
صدای موشک و جنگنده جای هیاهوی دانشآموزان را در فضای مدرسه گرفته است و دشمن غاصب حتی به مدرسهها، بهعنوان دومین پناهگاه کودکان و نوجوانان، رحم نکرده و با تخریب برخی مدارس، دانشآموزان را از ادامه تحصیل محروم کرده است.
شهادت دانشآموزان مدرسه میناب، شاخصترین رفتار خصمانه دشمن در نبرد با علم و آیندهسازان این سرزمین است.
از برخی مدارس و دانشآموزانِ دوران جنگ تحمیلی سوم، تنها نام و خاطرهای مانده است؛ اما روزی خواهد رسید که جوانههای نور و امید، در این کلاسهای درس دوباره روییده میشود، چراکه راه علم و دانش هرگز خاموششدنی نیست.
دانشآموزان در این روزها درس دیگری نیز آموختهاند؛ اینکه با خشم، جنگ و ظلم، دنیا تیره و نازیبا میشود و برای ساختن آیندهای سرشار از صلح و آرامش، باید با دستان کوچک خود تلاش کنند.
گاهی سکوت، از هر صدای انفجاری بلندتر است
وقتی مدرسهها بسته میشوند، فقط درها قفل نمیشوند؛ آیندهای که قرار بود ورق بخورد نیز پشت همان درها جا میماند.
کلاسهایی که باید پر از خنده باشند، حالا خالی ماندهاند و نیمکتهایی که قرار بود شاهد قد کشیدن رویاها باشند، زیر گرد و غبار ترس، تنها رها شدهاند. کودکانی که باید مشق زندگی را با مدادهای رنگی یاد بگیرند، امروز الفبای تلخ «بقا» را میآموزند و مادرانی که روزی کیف مدرسه را بر دوش فرزندان خود میدیدند، اکنون تنها دعا میکنند فردا مدرسهای باشد و فردایی که برسد.
جنگ فقط ساختمانها را ویران نمیکند؛ رشتههای ناپیدای امید را هم میبُرد. بسته شدن مدارس یعنی مکث قلب یک جامعه، یعنی کودکی که از مسیر رشد جا میماند و ملتی که از رویاهایش فاصله میگیرد.
اما حتی در تاریکترین روزها، روشنایی کوچک یک آرزو خاموش نمیشود؛ روزهایی خواهد آمد که دوباره زنگ مدرسه به صدا درآید و کودکان با همان چشمهای درخشان به آینده بازگردند.
وقتی مدرسه بسته میشود، تنها یک ساختمان خاموش نمیماند؛ بخشی از قلب دانشآموزان نیز خاموش میشود.
لعنت به جنگ
مبینا، یکی از دانشآموزان دوره ابتدایی یکی از مدارس اهواز است، او از دلتنگی خود برای دیدن دوستان و مدرسه میگوید.
این دانشآموز بیان کرد: برای خیلیها شاید مدرسه فقط یک مکان باشد، اما برای دانشآموزان خانه دوم است؛ جایی که در آن رشد میکنند، میخندند، اشتباه میکنند، یاد میگیرند و هزار خاطره کوچک و بزرگ میسازند.
وی ادامه داد: من هر روز با شوق دیدن دوستان و معلمم برای رفتن به مدرسه آماده میشدم، اما مدتی است که فقط صدای دوستانم را از برنامه شاد و در فضای مجازی میشنوم.
مبینا با صدایی لرزان از ناراحتی دوری از مدرسه میگوید: لعنت به جنگ که مرا از معلم و دوستانم دور کرد؛ لعنت.
علی، دانشآموز دیگر اهوازی، از خاموش شدن شادیاش در مدرسه و دوری از دوستانش میگوید و از اینکه بهاجبار باید در کلاسهای مجازی ادامه تحصیل دهد، ناراحت است.
وی گفت: تنها یک بار در عمر خود چنین روزهایی را تجربه میکنیم؛ روزهایی که با جنگ، شهادت هموطنان و بسته شدن درهای مدرسه، به بدترین خاطرات من و همکلاسیهایم تبدیل شده است.
علی از دلتنگی خود برای درس خواندن پشت میزهای مدرسه، بازی در حیاط و حتی دعواهای معلم میگوید.
او افزود: کاش دیگر هیچ جنگی در دنیا رخ ندهد؛ جنگی که دنیای کودکان، نوجوانان و دانشآموزان را به چنین عمق تاریکی و ناامیدی بکشاند.
اما حالا، با بسته شدن مدارس به دلیل شرایط جنگی، این دنیای کوچک و امن پشت درهایی خاموش جا مانده است. کودکانی که هر صبح با شوق زنگ تفریح و دیدن دوستانشان بیدار میشدند، امروز با صدای نگرانی بزرگترها از خواب میپرند.
بچهها دلتنگاند؛ دلتنگ نیمکتهایی که روی چوب سردشان گرمترین دوستیها شکل میگرفت. دلتنگ تختهای که روی آن معلم با حوصله توضیح میداد.
دلتنگ زنگی که بهوقت خود شادی میآورد، دلتنگ صدای جمعی که شعر میخواند، دلتنگ حیاطی که جایجای آن خاطرهای از بازیها و دویدنها داشت، این روزها کودکان بیشتر از هر چیز، دلتنگ «عادی بودن» هستند.
آنها دلشان میخواهد دوباره یک روز معمولی داشته باشند؛ روزی که بزرگترین دغدغهشان مشق نانوشته باشد، نه ترسی که بیرونِ در کمین ایستاده است.
دلشان میخواهد دوباره از همکلاسیها ماجرای آخر هفته را بپرسند، نه اینکه دنبال خبرهای نگرانکننده باشند. آنها میخواهند به همان دنیای کوچکی برگردند که در آن هر چیز سادهای ــ از پاککن گمشده تا دفتر نقاشی ــ برایشان معنایی داشت.
پر کشیدن قلب معلم برای کلاس و دانش آموزانش
مریم مهدیه، آموزگار دلسوز پایه چهارم دبستان در گفتوگو با ایرنا گفت: هر روز که وارد مدرسه میشدم، دانشآموزان با ذوق و مهربانی به استقبالم میآمدند و با معصومیتشان مرا در آغوش میگرفتند، همین محبتها انگیزه مرا برای ارایه بهترین آموزشها چند برابر میکرد.
وی گفت: فضای کلاس پر از هیاهو و شور یادگیری بود، از خواندن درس و آمدن پای تابلو گرفته تا حفظ شعر و آمادهسازی سرود «همای رحمت» و کاردستیهای روز مادر و پدر.
مهدیه افزود: اما سایه جنگ همه آن شادیها را از ما گرفت، مدارس تعطیل شد و آموزش بهصورت مجازی ادامه یافت، دانشآموزان از این شرایط ناراحتند و هر روز پیامهای دلتنگی میفرستند، در چنین وضعی، وظیفه ما معلمان ایجاد آرامش و دلگرمی برای دانشآموزان است، حتی اگر خودمان نگران باشیم.
این معلم اهوازی ادامه داد: با وجود همه سختیها، ارتباط مجازی، ارسال درسها، پیامهای صوتی و مشارکت دانشآموزان در فعالیتها، امید و انگیزهای برای ادامه یادگیری ایجاد میکند.
وی عنوان کرد: معلمان نیز تمام تلاش خود را برای جلوگیری از افت تحصیلی و حفظ نشاط دانشآموزان به کار میبرند.
مهدیه با گرامیداشت یاد و خاطره دانشآموزان میناب برای تمام فرزندان ایران سلامتی و موفقیت آرزو کرد.
بچهها دلتنگی را خوب میفهمند
بچهها شاید واژه «جنگ» را کامل درک نکنند، اما دلتنگی را خوب میفهمند؛ وقتی دفتر خاطراتشان پر از اسم دوستان مدرسه باشد اما هیچکدام را نتوانند ببینند. آنها دلشان برای معلمهایشان تنگ شده؛ برای صدای آرامی که اشتباهشان را با مهربانی توضیح میداد، برای نگاه مطمئنی که میگفت: میتوانی بهتر هم انجام بدهی.
برای آن لحظههایی که یک لبخند ساده معلم، تمام خستگیشان را از بین میبرد اما در تمام این دلتنگیها، چیزی زنده مانده است: امید.
حتی در دل تاریکی هم میدانند که روزی زنگ مدرسه دوباره به صدا درخواهد آمد؛ روزی که دوباره میتوانند در حیاط مدرسه بدوند، روی مسیر آفتابخورده قدم بزنند و با دوستانشان از نو شروع کنند.
تا آن روز، دلتنگی در قلبشان میماند؛ دلتنگیای که آنها را امیدوار نگه میدارد که روزهای خوب دوباره در راهاند.
به امید روزی که دیگر هیچ جنگی در دنیا رخ ندهد و هیچ کشوری به دنبال روشن کردن آتش درگیری نباشد.
بر اساس اعلام استانداری خوزستان، ۱۳۳ مدرسه در استان در جنگ تحمیلی سوم آسیب دیدهاند که نشانی از رنج و سختیهایی است که بر کودکان و آیندهسازان این سرزمین تحمیل شده است.
برای ساختن دنیایی بهتر برای دانشآموزانمان ضروری است پای کار بازسازی هر مدرسه و کلاس درس آسیبدیده باشیم، تا قلب کوچک کودکان و نوجوانانمان بدون ناراحتی و نگرانی مسیر آینده خود را با نور امید بپیمایند.



هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید